اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

45

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

جز » اليعازر « پسر هارون با او نبود ، و چون به بالاى كوه رسيد تختى ديد جامه هائى بر آن ، موسى به هارون گفت برادرم ، اين جامه هاى پاك را كه خدا برايت آماده ساخته است تا او را در آنها ديدار كنى بپوش ، هارون جامه ها را پوشيد و آنگاه روى تخت خوابيد و مرد و موسى بر او نماز خواند . چون بنى اسرائيل هارون را نديدند بشيون درآمدند و گفتند هارون كجا است ؟ موسى گفت خدا او را بسوى خود برد ، پس پريشان شدند چون هارون را بسى دوست داشتند و با آنها نرم و خوشرفتار بود . خدا او را روى تخت براى بنى اسرائيل بلند كرد تا روى او را ديدند و دانستند كه او مرده است . هارون هنگام مرگ صد و بيست و سه ساله بود و چهار پسر بنام : » نادب « و » اليهو « و اليعازر و » ايتمر « داشت [ 1 ] . نادب و اليهو در حيات هارون مردند و اليعازر و ايتمر زنده بودند . اليعازر جاى پدرش هارون را گرفت و در قبة الزمان ( خيمه اجتماع ) تقديس مىنمود . موسى يوشع [ 2 ] بن نون را خواست و او را گفت پيشرو بنى اسرائيل باش و دلت را محكم دار كه تو بنى اسرائيل را به زمين بنى كنعان كه خدا بانان ارث داده است درآورى . تورات را بكاهنان بنى لاوى كه تابوت سكينه را عهده دارند بسپار ، خدا را بزرگ داريد و فرموده هاى او را كه در تورات براى شما بيان كرده است نگهداريد . موسى آنها را به پيروى از آنچه در تورات است وصيت فرمود و براى آنان دعاى بركت كرد . خداى عز و جل بنى اسرائيل را به زبان موسى وصيت فرمود و از آنچه بانها گفت اين بود كه ياد آوريد روزى را كه شما در آن روز در پيش خدا ايستاديد ، هنگامى كه خدا مرا فرمود اين گروه را نزد من بياور تا سخنم را بانها بشنوانم و در همه عمر خود از من بترسند ، پس شما در پايين كوه ايستاديد و كوه تا دل آسمان

--> [ 1 ] لاويان ب 10 ى 1 - 6 : ناداب ، ابيهو ، العازار ، ايثامار . [ 2 ] يوشع بن نون ( بن افرائيم بن يوسف بن يعقوب ) اول اسمش هوشع بود يعنى او نجات مىدهد ( اعداد ب 13 ى 8 ) بعد از آن در آيه 16 به يهوشوع يعنى يهوه نجات مىدهد مسمى شد و در زمان خروج اسرائيليان از مصر 44 ساله بوده است ، دوست و خادم مخصوص موسى بود بعد از آن براى خلافت او نامزد شد . ( قاموس كتاب مقدس - كامل ج 1 ص 113 )