اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
527
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
اغدوا على هذا محلقين الرؤس ، » بامداد فردا به همين منظور سر تراشيده نزد من آييد « ليكن جز سه نفر در بامداد نزد وى نيامدند . ابو بكر و عمر خبر يافتند كه گروه مهاجران و انصار با على بن ابى طالب در خانه فاطمه دختر پيامبر خدا فراهم گشتهاند پس با گروهى آمدند و به خانه هجومآور شدند و على بيرون آمد [ 1 ] و ( زبير ) شمشيرى حمايل داشت پس عمر به او برخورد و با او كشتى گرفت و او را بر زمين زد و شمشيرش را شكست و به خانه ريختند ، پس فاطمه بيرون آمد و گفت : و الله لتخرجن او لاكشفن شعرى و لاعجن الى الله ، » به خدا قسم بايد بيرون رويد اگر نه مويم را برهنه سازم و نزد خدا ناله و زارى كنم . « پس بيرون رفتند و هر كه در خانه بود برفت و چند روزى بماندند سپس يكى پس از ديگرى بيعت مىكردند ليكن على جز پس از شش ماه و بقولى چهل روز بيعت نكرد .
--> [ 1 ] در اين جا نام زبير افتاده است چه آن كس كه عمر يا ديگرى شمشير او را به سنگ زد و شكست باتفاق تاريخنويسان كه قضيه را نوشتهاند ، زبير بود ، مثلا عبارت ابن ابى الحديد ( ج 1 ص 134 ) در روايتى كه از جوهرى نقل مىكند اين است : فجاء عمر اليهم فقال : و الذى نفسى بيده لتخرجن الى البيعة او لاحرقن البيت عليكم . فخرج الزبير مصلتا سيفه فاعتنقه رجل من الانصار و زياد بن لبيد فدق به فبدر السيف . و در روايت ديگر : فخرج اليه الزبير بالسيف و خرجت فاطمة عليها السلام تبكى و تصيح . و در روايت ديگر : فقال عمر للزبير : ما هذا السيف ؟ فقال : نبايع عليا فاخترطه عمر فضرب به حجرا فكسره .