اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
508
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
سپس گفت : انكم مسئولون ، فليبلغ الشاهد منكم الغائب ، « البته از شما سؤال مىشود ، پس بايد حاضر شما به غايب برساند . » رسول خدا در مكه ساكن نگشت و چون به او گفته شد : اى پيامبر خدا ، كاش در يكى از خانه هاى خود ساكن ميشدى . گفت : ما كنت لأنزل بلدا اخرجت منه ، « من آن كس نيستم كه در شهرى كه مرا از آن بيرون كردهاند ساكن شوم . » و چون روز حركت رسيد به كعبه در آمد و وداع كرد و به دو وحى آمد : * ( اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا ) * [ 1 ] ، « امروز دين شما را براى شما كامل نمودم ، و نعمت خود را بر شما تمام كردم و دين اسلام را براى شما پسنديدم . » شبانه بيرون آمد و رهسپار مدينه شد و در هيجدهم ذى الحجة به جايى نزديك جحفه كه آن را « غدير خم » مىگفتند ، رسيد و بخطبه خواندن ايستاد و دست على بن ابى طالب را گرفت و گفت : ا لست اولى بالمؤمنين من انفسهم ؟ « آيا من از خود مؤمنان به ايشان سزاوارتر نيستم ؟ » گفتند : چرا اى پيامبر خدا . گفت : فمن كنت مولاه فعلى مولاه ، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ، « پس هر كه من سرور اويم ، على نيز سرور او است ، خدايا دوستى كن با هر كه او را دوست بدارد و دشمنى كن با هر كه با او دشمنى ورزد . » سپس گفت : ايها الناس انى فرطكم و انتم واردى [ 2 ] على الحوض ، و انى سائلكم حين تردون على عن الثقلين فانظروا كيف تخلفونى فيهما ، « اى مردم اينك من پيشرو شمايم و شما سر حوض نزد من آييد و البته هنگامى كه بر من درآييد درباره دو بار سنگين از شما پرسش خواهم نمود ، پس بنگريد كه چگونه پس از من با آن دو رفتار مىكنيد . » گفتند : اى پيامبر خدا آن دو بار سنگين چيست ؟ گفت : الثقل الاكبر كتاب الله سبب طرفه بيد الله و طرف بايديكم فاستمسكوا به و لا تضلوا و لا تبدلوا ، و عترتى
--> [ 1 ] سوره مائده ى 3 . [ 2 ] ن : واردون .