اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

499

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

چيست ؟ گفت : ان لا تسال احدا شيئا ، « آنكه از هيچكس چيزى نخواهى . » و به ابو ذر گفت : يا ابا ذر ، أ رأيت ان اصاب الناس جوع شديد حتى لا تستطيع ان تنهض من فراشك الى مسجدك كيف تصنع ؟ « اى ابو ذر به من بگو كه اگر مردم بگرسنگى سختى گرفتار شوند تا آنجا كه نتوانى از بسترت برخاسته بنمازگاهت روى ، چه مىكنى ؟ » گفتم : خدا و پيامبرش داناترند . گفت : تتعفف ، « پارسايى مىورزى . » و گفت : لا يفتح رجل على نفسه باب مسالة الا فتح الله عليه [ 1 ] باب فقر ، « مردى بر خويشتن در سؤالى نمىگشايد ، مگر آنكه خداى درى از نادارى بر او خواهد گشود . » و گفت : الأيدى ثلث : فيد الله العليا ، و يد المعطى التى تليها ، و يد السائل السفلى الى يوم القيامة ، فاستعفف عن السؤال ما استطعت ، « دستها سه تا است : پس دست خدا بالاتر و دست دهنده پس از آن و دست سؤالكننده تا روز رستاخيز پايينتر است ، پس تا مىتوانى از سؤال كردن خوددارى نما . » و به كسى گفت : ما اتاك فى هذا المال و انت غير سائل و لا مشرف ، فخذه فتموله او تصدق به ، « آنچه از اين مال بىآنكه سؤال كنى و يا حرص ورزى بدست تو آيد ، آن را بگير و آنگاه خواهى براى خويش نگهدار يا هم صدقه ده . » و گفت : لا صدقة الا عن ظهر غنى و ابدأ به من تعول و لا تلام على كفاف ، « صدقه اى نيست مگر با توانگرى ، و از خانواده ات شروع كن ، و بر آنچه رفع احتياج كند ملامت نمىشوى . » و گفت : المسالة خروج فى وجه الرجل يوم القيامة الا ان يسال سلطانه او من لا بد منه ، « سؤال كردن آبله مانندهايى است بر روى مرد در روز قيامت مگر آنكه از پادشاهش سؤال كند يا كسى كه از او ناچار است . »

--> [ 1 ] اخلاق محتشمى ص 190 : سبعين بابا من الفقر .