اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
489
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
بر دانائيش افزوده شود ليكن زهد او فزون نگردد ، جز بر دورى او از خدا افزوده نشود ، كسى كه پيشواى بيدادگرى را يارى كند و او را بخطا نسبت ندهد ، نزد خدا قدم از قدم برندارد تا او را ( بدوزخ ) فرستد » و مردى از بنى قشير بنام « قرة بن هبيره » نزد او شرفياب شد و گفت : اى پيامبر خدا ، ما را خدايان نر و ماده اى بود پس خدا ما را بوسيله تو به راه آورد . پس گفت : اكثر اهل الجنة البله ، و اهل عليين ذوو الالباب ، « بيشتر بهشتيان ابلهان ، و اهل بهشت برين خردمندانند . » و گفت : الأئمة من قريش ، لكم عليهم حق و لهم عليكم حق ما حكموا فعدلوا و استرحموا فرحموا و عاهدوا فوفوا ، « امامان از قريشاند ، شما را بر آنان حقى است ، و تا هنگامى كه داورى كنند پس عدالت ورزند و از ايشان مهربانى خواسته شود پس مهربانى كنند ، و عهد و پيمان بندند پس بدان وفا كنند ، آنان را نيز بر شما حقى . » و بر در خانه اى كه گروهى از قريش در آن بودند ايستاد و گفت : انكم ستولون هذا الامر و من وليه منكم فاسترحم فلم يرحم و حكم فلم يعدل و عاهد فلم يف فعليه لعنة الله ، « همانا به همين زودى اين امر ( زمامدارى ) بشما سپرده مىشود و هر كس از شما زمامدار شود پس از او مهربانى خواسته شود و مهربانى نكند ، و داورى كند پس داد نورزد و پيمان ببندد پس وفا نكند لعنت خدا بر او باد . » و گفت : الدين النصيحة ، الدين النصيحة ، « دين صميميت است ، دين صميميت است . » گفته شد : با كه اى پيامبر خدا ؟ گفت : لله و لكتابه و لنبيه و لائمة الحق ، « با خدا و قرآنش و پيامبرش و پيشوايان حق . » و در خيف منى گفت : نضر الله وجه امرئ سمع مقالتى فوعاها حتى يبلغها من لم يسمعها ، فرب حامل فقه الى من هو افقه منه ، ثلاث لا يغل عليهن قلب مؤمن :