اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
15
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
لمك بن سام » را نيز با خود ببرد ، چه خدا او را برگزيده است كه در وسط زمين در مكان مقدس با جسد آدم باشد . آنگاه به او گفت اى سام هر گاه تو و ملكيزدق بيرون رفتيد خدا فرشته اى از فرشتگان را خواهد فرستاد كه راه را بشما نشان دهد و وسط زمين را بشما ارائه دهد ، پس كسى را به آنچه مىكنى آگاه مكن ، چرا كه اين امر وصيت آدم بفرزندان او و وصيت آنها به يكديگر است كه اكنون به تو مىرسد ، و هر گاه به جايى كه فرشته بشما نشان مىدهد رسيديد جسد آدم را در آن بگذار و ملكيزدق را امر كن كه از آن جدا نگردد و كارى جز عبادت خداى متعال نكند و نيز بفرما كه زنى نگيرد و خانه اى نسازد و خونى نريزد و جامه اى جز از پوستهاى حيوانهاى وحشى نپوشد و مو و ناخن نگيرد و تنها بنشيند و خدا را بسيار ستايش نمايد . سپس نوح در روز چهارشنبه ماه أيار وفات كرد ، و چنان كه خداى متعال فرموده است عمر او نهصد و پنجاه سال بود : * ( الف سنة الا خمسين عاما ) * [ 1 ] سام بن نوح [ 2 ] سام فرزند نوح پس از پدرش بعبادت و طاعت خدا قيام نمود ، و هنگامى كه او صد و دو [ ساله ] بود پسرش « ارفخشد » متولد گشته بود . سپس سام رفت و كشتى را گشود و جسد آدم را برداشت و نهان از دو برادر و خويشانش آن را فرود آورد ، آنگاه دو برادر خود يافث و حام را خواست و به آن دو گفت : پدرم مرا وصيت كرده و به من امر فرموده است كه به دريا روم و زمين را بنگرم سپس بازگردم ، پس بمانيد تا نزد شما بازگردم و با زن و فرزندانم خوبى نماييد . دو برادرش گفتند : در پناه خدا برو تو خود مىدانى كه زمين ويران است و از درندگان بر تو مىترسيم . سام گفت : خدا فرشته اى از فرشتگان خود خواهد فرستاد ، و خدا بخواهد از چيزى نمىترسم . آنگاه سام پسرش لمك را خواست و به او و زنش « ياوزدق » گفت پسر خود « ملكيزدق » را با من همراه كنيد
--> [ 1 ] س 29 ى 14 . [ 2 ] ل : ص 14 .