اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

481

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

گفت : وعده‌ام ده . پس گفت : انى لأستعمل الرجل و غيره يكون [ 1 ] ايقظ [ 2 ] عينا و امثل رجلة و اشد مكيدة ، و انى لأعطى [ 3 ] الرجل و غيره احب الى منه اعطيه تالفا ، « همانا من مرد را بكارى ميگمارم با آنكه جز او بيناتر و پايدارتر و زيركتر مىباشد . و بسا كه به مردى ميبخشم با اينكه جز او را دوستتر دارم ، به او مىبخشم تا دلش را بدست آورم . » و گفت : من لم يحمد عدلا و يذم جورا فقد بارز الله بالمحاربة ، « كسى كه دادى را نستايد و بيدادى را نكوهش نكند ، پس راستى كه با خدا جنگيده است . » و گفت : اشرف الاعمال ثلثة : ذكر الله عز و جل على كل حال ، و انصاف الناس من نفسك ، و مواساة الاخوان ، « شريفترين كارها سه چيز است : ياد خداى عز و جل بهر حال ، و داد مردم از خويش ستدن ، و يارى كردن برادران . » و گفت : موت البنات من المكرمات ، « مردن دختران از بزرگواريها است . » و گفت : الصبر عند الله ضد الغيرة و لا يملكه [ 4 ] احد ، و عظم الجزاء مع عظم البلاء ، و اذا احب الله عبدا ابتلاه ، « شكيبايى نزد خدا ضد غيرت است و كسى آن را بدست نمىآورد ، [ 5 ] و بزرگى پاداش با بزرگى گرفتارى است ، و هر گاه خدا بنده اى را دوست بدارد او را مبتلا سازد . » و گفت : ان اكمل المؤمنين ايمانا احسنهم اخلاقا ، « از مؤمنان آنكه خويش بهتر ، ايمان او هم كاملتر است . » و گفت : كل معروف صدقة ، و ما وقى به اللسان صدقة ، « هر نيكى صدقه اى است و آنچه بدان از زبانى پرهيز شود صدقه اى است . » پس به محمد بن منكدر گفته شد : آن چيست ؟ گفت : بخشيدن به شاعر و زبانآور .

--> [ 1 ] ل ، ب : ان يكون . [ 2 ] ل ، ب : انفض عينا . [ 3 ] ل ، ب : لا اعطى . [ 4 ] ب : لا يكمله . [ 5 ] ب : و كسى آن را كامل نمىكند .