اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

467

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

ان خالفك [ 1 ] اغتابك ، « مؤمن كسى است كه بردبارى خويش را به دانايى خود بياميزد ، سخن ميگويد تا بفهمد ، و مىنشيند تا بداند ، و خاموشى گزيند تا سلامت باشد ، با دوستان از امانتى كه نزد اوست دم ( ن ) مىزند ، و شهادت خويش را از دشمنان پوشيده ( ن ) ميدارد ، و چيزى از حق را به ريا انجام نمىدهد و آن را از شرم رها نمىكند ، چنان است كه هر گاه ستوده شود ، از آنچه ميگويند بيم دارد و از آنچه نمىدانند خواستار آمرزش است . اما منافق گفتار كسى كه نهى مىكند او را تغيير نمىدهد ، و دست برنمىدارد ، و بانچه خود انجام نمىدهد دستور مىدهد ، هر گاه به نماز ايستد [ . . . [ 2 ] ] و هر گاه به ركوع رود فروخسبد ، و هر گاه سجده كند چنان باشد كه مرغى دانه برچيند ، و هر گاه بنشيند دو پاى بلند كند ، شب مىكند و بىآنكه روزه دار باشد در انديشه خوراك است ، و هنگام بامداد بىآنكه شب بيدار مانده باشد در فكر خواب ، اگر با تو سخن گويد دروغ گويد ، و اگر تو را وعده دهد با تو خلف كند ، و اگر امانت به دو سپارى با تو خيانت نمايد ، و اگر با تو مخالفت ورزد [ 3 ] پشت سرت بدگويى كند . » و گفت : من اجهد نفسه لدنياه ضر باخرته ، و من اجتهد لآخرته كفاه الله ما اهمه ، « كسى كه خود را براى دنياى خويش بتعب اندازد ، بآخرتش زيان رساند ، و كسى كه براى آخرتش كوشش نمايد خداى مهم او را كفايت كند . » و گفت : من رأى موضع كلامه من عمله قل كلامه الا فيما يعنيه ، [ 4 ] « كسى كه جاى سخنش را از عملش ببيند ، كم سخن گويد مگر در آنچه او را به كار آيد . » و گفت : اياكم و جدال المفتنين فان كل مفتن [ 5 ] ملقن حجته الى انقضاء مدته ، فاذا انقضت احرقته فتنته بالنار ، « از جدل كردن با اهل فتنه بپرهيزيد چه برهان هر

--> [ 1 ] سفينة البحار ج 2 ص 606 : عن على بن الحسين : و ان خالفته اغتابك . كافى ج 2 ص 396 : و ان غبت اغتابك . [ 2 ] به چپ و راست نگرد ( كافى از على بن الحسين ) . [ 3 ] و اگر با او مخالفت ورزى ( سفينه ج 2 ص 606 ) و اگر غايب شوى ( كافى ) . [ 4 ] كافى ج 2 ص 116 . [ 5 ] مفتين ، و مفت در نسخه چاپ اروپا غلط است .