اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
414
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
عروة بن مسعود نزدشان برگشت و گفت : به خدا قسم مانند محمد در آنچه براى آن آمده است ، نديدم . پس سهيل بن عمرو را پيش او فرستادند و او با رسول خدا سخن گفت و نرمى بخرج داد و گفت : سال آينده سه روز مكه را براى تو آزاد ميگذاريم . پس رسول خدا پيشنهادشان را پذيرفت و قرار داد صلح سه ساله را ميان خود نوشتند و چون نوشته شد : بسم الله الرحمن الرحيم ، من محمد رسول الله ، در اين باره نزاعى ميان آنها در گرفت تا نزديك شد كه بجنگ بيرون شوند ، سهيل بن عمرو و مشركان گفتند اگر ميدانستيم كه پيامبر خدايى ، با تو نبرد نمىكرديم . و مسلمانان گفتند : آن را محو مساز . پس رسول خدا فرمود تا بازايستند و على را فرمود كه نوشت : بسمك اللهم ، من محمد بن عبد الله [ 1 ] و گفت : نام من و نام پدرم ، پيامبرى مرا از بين نمىبرد . و شرط كردند كه سال آينده مكه را سه روز براى پيغمبر خلوت كنند و از آن بيرون شوند تا او با سلاح سواره بان در آيد و قرار صلح ميان آنان سه سال است كه نبايد كسى از ياران رسول خدا را آزار دهند و يا او را از ورود مكه بازدارند ، و نيز هيچيك از ياران رسول خدا ، كسى از آنان را آزار نخواهد داد . نوشته در دست سهيل بن عمرو نهاده شد و رسول خدا مسلمانان را فرمود كه سر بتراشند و شتران قربانى خود را در بيرون حرم بكشند . ليكن آنان نپذيرفتند و بيشتر مردم را شبهه فراگرفت . پس رسول خدا سر تراشيد و قربانى كرد و سپس مسلمانان سر تراشيدند و قربانى كردند و رسول خدا به مدينه برگشت ، آنگاه در سال آينده بيرون آمد ، و آن » عمرة القضاء « است ، پس با سلاح سواره بر شترى به مكه در آمد و قريش مكه را سه روز به دو واگذاردند ، و حويطب بن عبد العزى را در آن بجاى گذاشتند ، رسول خدا ركن را با تعليمى خود استلام كرد و خدا به حق ، خواب را بر پيمبرش راست گفت
--> [ 1 ] حاشيه اصل : سپس رسول خدا به على گفت : تو را همچنين پيشامدى است . يا هرطور كه گفت ، و همانچه گفت پيش آمد ، و مصنف چون بناى اختصار داشته آن را ذكر نكرده است .