اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

8

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

شيث را در پيش گرفت . و مهلائيل در هفتاد سالگى او متولد شده بود . پس چون مرگش فرارسيد پسران و پسرزادگانش : مهلائيل و يرد و متوشلح و لمك و زنان و پسرانشان نزد او فراهم شدند و قينان بر آنها درود فرستاد و براى آنها بركت خواست ، پس آنان را به خون هابيل سوگند داد كه كسى از ايشان از كوه مقدسشان نزد فرزندان قابيل ملعون نرود ، و مهلائيل را وصى خود قرار داد و او را بنگهدارى جسد آدم امر فرمود ، قينان پس از نهصد و بيست [ سال ] زندگانى وفات كرد . مهلائيل بن قينان [ 1 ] پس از قينان فرزندش مهلائيل در ميان قوم خود باطاعت خداى متعال و پيروى وصيت پدر قيام كرد . مهلائيل در ولادت فرزندش يرد شصت و پنج ساله بود و چون مرگش نزديك گرديد يرد را وصى خود شناخت و درباره جسد آدم او را سفارش نمود . سپس در هشتصد و نود و پنج سالگى سه ساعت گذشته از روز يكشنبه دوم نيسان درگذشت . يرد بن مهلائيل [ 2 ] پس از مهلائيل وصى او يرد قيام كرد . او مردى با ايمان و در كار خدائى و پرستش پروردگار كامل بود و در شب و روز نماز بسيار مىخواند ، خدا هم به او عمر طويل داد . و شصت و دو ساله بود كه اخنوخ به دنيا آمد ، و چهل سال داشت كه هزاره اول بپايان رسيد : چون از زندگانى يرد پانصد سال سپرى گشت فرزندان شيث عهد و پيمانهاى ميان خود را شكستند و به زمين فرزندان قابيل سرازير شدند ، و آغاز اين كار چنان بود كه شيطان دو مرد ديو صفت را بنام « يوبل » و « توبلقين » برگزيد و اصناف موسيقى و خوانندگى را به آنها آموخت ، پس يوبل نايها و طنبورها و بربطها و بوقها ساخت و

--> [ 1 ] ل : ص 7 . [ 2 ] ل : ص 7 .