اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
412
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
هنگام رسيده است كه او را در راه خدا ملامت سرزنشكننده اى نگيرد آيا به حكم من تن دادهايد ؟ گفتند : آرى . [ سپس گفت ] حكم دادم كه مردان جنگى ايشان كشته شوند و زنان و فرزندانشان اسير گردند و خواسته هاشان براى مهاجران باشد نه انصار . پس رسول خدا گفت : لقد حكمت به حكم الله من فوق سبع السماوات ، » راستى به حكم خدا از بالاى هفت آسمان ، حكم كردى . « سپس آنان را ده ده پيش داشت و گردن زد و شماره شان هفتصد و پنجاه نفر بود ، پس رسول خدا بازگشت و از آنها شش دخترك برگزيد و بر بينوايان بنى هاشم بخش كرد و براى خويش هم يكى از آنان برگرفت كه نامش ريحانه بود . خواسته هاى بنى قريظه و زنانشان بخش شد و بخش سواره و پياده اعلام گشت پس سواره دو بخش مىگرفت و پياده يك بخش و اين اول غنيمتى بود كه بخش سواره در آن اعلام شد ، و اسبها سى و هشت اسب بودند . غزوه بنى المصطلق [ 1 ] سپس غزوه بنى المصطلق از خزاعه ، پيش آمد ، رسول خدا در » مريسيع « بانان برخورد و آنها را شكست داد و اسير گرفت و از كسانى كه در اين جنگ اسير شدند ، جويريه دختر حارث بن ابى ضرار بود كه پدر و عمو و شوهرش كشته شدند و در بخش ثابت بن قيس بن شماس خزرجى افتاد پس با او قرار بازخريد گذاشت و او نزد رسول خدا آمد و در بازخريد خود كومك خواست . رسول خدا پول بازخريدش را پرداخت و او را بزنى گرفت و كابين او را آزاديش قرار داد . پس از اسيران بنى المصطلق كسى نزد او نماند مگر آنكه آزادش كرد و چون رسول خدا جويريه را بزنى گرفته بود ، زنانى را كه ميان آنها بود بزنى گرفتند . در اين جنگ بود كه دروغگويان درباره عايشه گفتند آنچه گفتند ، پس خدا بىگناهى او را نازل كرد . او براى كارى عقب مانده بود كه صفوان بن معطل سلمى رسيد و او را بر شترش سوار كرد و مهار شتر را كشيد ، پس كسانى درباره او بهتان زدند . و رسول خدا حسان بن ثابت و مسطح بن أثاثه و
--> [ 1 ] ل : ص 53 .