اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
370
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
كه اين راز را بپوشانم تا مبادا دشمنان بر او تحريك شوند . فجار [ 1 ] رسول خدا هفده ساله و بقولى بيست ساله بود كه در فجار حاضر شد . و سبب فجار يعنى همان جنگى كه ميان كنانه و قيس بود ، آن شد كه مردى از بنى ضمره بنام « براض [ 2 ] بن قيس [ 3 ] » كه در مكه در پناه حرب بن اميه مىزيست ، بر مردى از هذيل بنام « حارث » تاخت و او را كشت ، پس حرب بن اميه او را از جوار خود راند و او به نعمان بن منذر پيوست و نزد او با عروة بن عتبة بن جعفر بن كلاب فراهم آمدند . نعمان در هر سال چند شتر جامه و مشك را براى بازرگانى به بازار عكاظ مىفرستاد و كسى از عرب بان كار نمىگرفت تا آنكه نعمان برادر بلعاء بن قيس را كشت و بلعاء پس از آن بر كالا و مشكهاى نعمان مىتاخت ، پس چون عروه و براض نزد او فراهم آمدند ، گفت : شتران مرا كه در پناه خود مىگيرد ؟ براض گفت : من . و عروه گفت من هم از او كم نيستم . و ميان آن دو نزاعى در گرفت پس چون بيرون رفتند و عروه رو به راه نهاد تا بازگردد ، براض سر راه بر او گرفت و او را كشت و شتران و كالاى نعمان را كه همراه داشت گرفت ، پس قبيله قيس بر قبيله براض فراهم آمدند و كنانه بقريش پناهنده شدند و قريش كنانه را يارى دادند و همراه آنان بجنگ برخواستند . پس در ماه رجب كه نزد آنان ماه حرام بود و در آن خونريزى نمىشد ، جنگيدند و بدين جهت « فجار » ناميده شد چه در ماه حرام ، فجورى ( گناهى بزرگ ) مرتكب شدند . در اين جنگ هر طايفه اى از قريش سرورى داشت و سرورى بنى هاشم با زبير بن عبد المطلب بود و روايت شده است كه ابو طالب جلوگير شد كه حتى يك نفر از بنى هاشم در آن شركت نمايد و گفت : اين كار ستم و بيداد و دورى از نزديكان و
--> [ 1 ] ل : ص 14 . طبقات ابن سعد ج 1 ص 126 . [ 2 ] ل : براض از ( قبيله ) قيس . [ 3 ] كنانى .