اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

359

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

دقيقه ، و زهره در ثور 12 درجه و 10 دقيقه . قريش از نظر بزرگوارى قصى بن كلاب ، مرگ او را مبدء تاريخ خود قرار داده بودند و چون عام الفيل پيش آمد و سال مشهورى بود آن را مبدء تاريخ شناختند و در نتيجه سال ميلاد رسول خدا آغاز تاريخ آنها گرديد . و چون رسول خدا متولد گرديد ، ديوها رانده شدند و ستارگان فروريختند . پس چون قريش آن را بديدند ، از فروريختن ستارگان در شگفت شدند و گفتند : اين جز براى پيش آمد قيامت نيست . و مردم را زمين لزره اى فراگرفت كه به همه جاى دنيا رسيد تا آنجا كه كليساها و كنشتها ويران گشت و هر چيزى كه جز خدا پرستش مىشد از جاى خود كنده شد ، و جادوگران و پيشگويان در كار خويش سرگردان بماندند ، و ديوهاى آنان در بند شدند ، و ستارگانى هويدا گشت كه پيش از آن ديده نمىشد ، پس كاهنان يهود از آن در شگفت شدند ، و ايوان كسرى بلرزيد و سيزده كنگره آن فروريخت و آتشكده فارس خاموش گشت با آنكه از هزار سال پيش خاموش نگشته بود ، و داناى فرزانه پارسيان كه او را » موبدان موبد « مىنامند و سرپرست امور مذهبى آنان بود ، در خواب ديد كه گويا شترانى عربى ، اسبانى سركش را مىكشند تا از دجله گذشته در بلاد پراكنده گشتند . خسرو انوشيروان از اين امر در بيم و هراس افتاد و نزد نعمان فرستاد و گفت : آيا از پيشگويان عرب كسى مانده است ؟ گفت : آرى ، سطيح [ 1 ] غسانى در دمشق شام . گفت : پس پيرمردى خردمند و با معرفت از عرب نزد من بياور تا او را نزد سطيح بفرستم . نعمان ، عبد المسيح بن بقيله [ 2 ] را نزد خسرو آورد و خسرو او را نزد سطيح فرستاد . پس عبد المسيح بر شترى سوار رو به راه نهاد تا وارد دمشق گرديد و از او جويا شد و خبر يافت كه خانه او در

--> [ 1 ] بفتح س . [ 2 ] بضم ب و فتح ق . عبد المسيح بن بقيله غسانى را با خالد بن وليد داستان معروفى است ( امالى سيد مرتضى ص 260 ج 1 ) .