اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
350
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
عليه السلام بر آن است بپامىشد و در آنجا حمايت و نگهبانى در كار نبود و مهره [ 1 ] امر آن را بدست مىگرفت . سپس بازار عدن در اول ماه رمضان بپامىشد و ابناء از آنان ده يك مىگرفتند و از آنجا طيب ( عطريات ) بديگر ناحيه ها حمل مىشد . سپس بازار صنعاء در نيمه ماه رمضان بپامىشد و نيز ابناء از آنان ده يك ميگرفتند . سپس بازار رابيه در حضرموت بود ليكن بدون نگهبانى نمىشد بانجا رسيد چه آنجا جزء كشورى نبود و هر كه آنجا زورمند بود ، دست به غارت مىبرد و كنده آنجا نگهبانى مىكرد . سپس بازار عكاظ در بالاى نجد در ذى القعده دائر مىشد و قريش و ديگر عربها در آن فرود مىآمدند جز آنكه بيشترشان از قبيله مضر بودند ، مفاخره عرب و ضمانتها و پيمانهاى صلح ايشان در همين بازار بانجام مىرسيد . سپس بازار ذى المجاز بود و از بازار عكاظ و بازار ذى المجاز براى انجام حج خود به مكه مىرفتند . در ميان عرب قومى بودند كه هر گاه در اين بازارها حاضر مىشدند ، ستمگرى را روا مىداشتند و اينان » محلون « ناميده شدند ، و در ميانشان نيز كسانى بودند كه آن را ناروا مىشمردند و خود را براى يارى ستمديده و جلوگيرى از خونريزى و ارتكاب منكرات آماده داشتند و آنان » الذادة المحرمون « ناميده شدند . محلون ( حلال شمارندگان ) قبيله هايى بودند از اسد و طيئ و بنى بكر بن عبد مناة بن كنانه و قومى از بنى عامر بن صعصعه ، و ذاده محرمون ( حمايتكنندگان و حرام شمارندگان ) از بنى عمرو بن تميم و بنى حنظلة بن زيد مناة و قومى از هذيل و قومى
--> [ 1 ] مهره بفتح ميم و سكون يا فتح هاء ، قبيله اى از قضاعه ، و جايى كه ميان آن و عمان و همچنين حضرموت در حدود يك ماه راه است ( مراصد الاطلاع ) .