اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

337

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

حجر بن عمرو كندى هم زنديق ( ثنوى ) گشته بود [ 1 ] . داوران عرب [ 2 ] عرب را داورانى بود كه در كارهاى خود بانان رجوع مىكرد و در محاكمات و مواريث و آبها و خونهاى خويش آنها را داور مىشناخت ، چه عرب را دينى نبود كه به احكام آن رجوع كند ، پس اهل شرف و راستى و امانت و سرورى و سالخوردگى و بزرگوارى و آزمودگى را حكم قرار ميدادند . نخستين كسى كه بداورى شناخته شد و داورى كرد ، أفعى بن أفعى جرهمى بود ، و او است كه در ميان پسران نزار راجع بميراث ايشان حكم كرد . سپس سليمان ابن نوفل ، سپس معاوية بن عروه ، سپس سخر بن يعمر بن نفاثة بن عدى بن دئل ، سپس شداخ - يعنى يعمر بن عوف بن كعب بن عامر بن ليث بن بكر بن عبد مناة بن كنانه - و سويد بن ربيعة بن حذار بن مرة بن حارث بن سعد ، و مخاشن بن معاوية بن شريف ابن جروة بن اسيد بن عمرو بن تميم كه بر تختى از چوب مىنشست و بدين جهت » ذو الأعواد « ناميده شد ، و اكثم بن صيفى بن رباح بن [ حارث بن ] مخاشن [ 3 ] و عامر

--> [ 1 ] بگفته ابن قتيبه نصرانيت در ميان ربيعه و غسان و بعض قضاعه ، و يهوديت در حمير و بنى كنانه و بنى حارث بن كعب و كنده ، و مجوسيت در تميم بود ، و از تميم زرارة بن عدس تميمى و پسرش حاجب بن زراره كه دختر خود را تزويج كرد و سپس پشيمان شد ، و نيز اقرع بن حابس و ابو سود جد وكيع بن حسان مجوسى بودند ، و زندقه در ميان قريش بود و آن را از حيره گرفته بودند ( معارف ص 266 ) اقرع بن حابس پس از فتح مكه بدين اسلام در آمد و از صحابه رسول اكرم بشمار آمده است . اوست كه رسول خدا را ديد حسن يا حسين را مىبوسد پس گفت : من ده فرزند دارم و يكى از آنها را نبوسيده‌ام . پس رسول خدا صلى الله عليه و آله گفت : من لا يرحم لا يرحم ، يعنى كسى كه مهربانى ندارد ، مهربانى نخواهد ديد ( اسد الغابه ج 1 ص 109 ) . [ 2 ] ل : ص 299 . [ 3 ] اكثم از صحابه رسول خدا بشمار آمده است با اينكه پيش از ديدن آن حضرت بدرود زندگى گفته است . در نسب اكثم اختلاف است و صحيح آن همان است كه يعقوبى نوشته ( اسد الغابه ج 1 ص 113 ) اكثم از خطباى معروف عرب بود .