اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
311
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
عبد مناف بن قصى را فرزندانى بنام هاشم - كه نام او عمرو بود و به او « عمرو العلى » گفته ميشد و هاشم ناميده شد براى آنكه در يكى از سالهاى قحطى كه قريش به سختى افتاده بودند نان خرد ميكرد و آبگوشت و گوشت بر روى آن مىريخت - و عبد شمس و مطلب و نوفل و ابو عمرو و حنه و تماضر و ام الاخثم و ام سفيان و هاله و قلابه بود [ 1 ] . مادر همه اين فرزندان - جز نوفل و ابو عمرو - عاتكه دختر مرة بن هلال بن فالج بن ذكوان بن ثعلبة بن بهثة بن سليم بود [ 2 ] كه اين فرزندها را براى عبد مناف آورد و اين زن همان است كه حلف الاحابيش [ . . . ] [ 3 ] بانجام رسيد و مادر نوفل و ابو عمرو ، واقده دختر ابو عدى عامر بن عبد نهم [ 4 ] از بنى عامر بن صعصعه بود [ 5 ] . گويند كه هاشم و عبد شمس هم شكم بودند ، اول هاشم متولد شد و سپس عبد شمس در حالى كه پاشنه اين به پاشنه آن چسبيده بود ، پس با تيغ آن دو را از هم جدا كردند و گفته شد ميان فرزندان اين دو برادر چنان بريدگى باشد كه ميان هيچكس نبوده است . هاشم بعد از پدرش بزرگوارى يافت و كارش بالا گرفت و قريش سازش كردند كه سرورى و دو منصب : آب دادن و پذيرايى ( حاجيان ) را به هاشم بن عبد مناف واگذارند ، پس هر گاه موسم حج مىرسيد هاشم در ميان قريش بپامىخواست و چنين مىگفت : يا معشر قريش ، انكم جيران الله و اهل بيته الحرام و انه ياتيكم فى هذا الموسم زوار الله يعظمون حرمة بيته ، فهم اضياف الله و احق الضيف بالكرامة ضيفه ، و قد خير كم الله بذلك و اكرمكم به ثم حفظ منكم افضل ما حفظ جار من جاره ، فاكرموا
--> [ 1 ] ابن هشام بجاى حنه و هاله ، حيه و ريطه را آورده است ( ج 1 سيره ص 118 ) . [ 2 ] ( ب ث - س ) بن منصور بن عكرمه ( ج 1 سيره ص 118 ) . [ 3 ] ل پ : بر دست وى . [ 4 ] ( ن ) نام بتى است براى قبيله مزينه ( ق ) . [ 5 ] سيره ابن هشام ج 1 ص 118 .