اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

292

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

الا ابلغ الاقياس قيس بن نوفل و قيس بن اهبان و قيس بن جابر بنى اسد ردوا علينا نسائنا و أبناءنا و استمتعوا بالاباعر و بالمال ان المال اهون هالك اذا طرقت احدى الليالى الغوابر و لا تجعلوها سنة يقتدى بها بنى اسد و اعفوا بايد قوادر » هان قيسها : قيس بن نوفل و قيس بن اهبان و قيس بن جابر ، را بگو اى بنى اسد زنان ما را بما بازدهيد و هم فرزندان ما را ، برخوردار باشيد به شتران و دارايى ما كه هر گاه يكى از شبهاى گذشته پيش آيد ، دارايى و ثروت ناچيزتر از دسترفته اى است . اى بنى اسد اين كار را سنتى نسازيد كه از آن پيروى شود و اكنون كه قدرت بدست شما است ، درگذريد . « پس او را آزاد كردند و با شنيدن اين اشعار زنانشان را نيز بازدادند ، اسبى از زيد الخيل باقى ماند و او اسبان را دوست ميداشت ، پس گفت : يا بنى الصيداء ردوا فرسى انما يفعل هذا بالذليل عودوا مهرى الذى عودته دلج الليل و ايطاء القتيل » اى بنى الصيداء ، اسب مرا بازدهيد . چه اين كار را با مردم پست انجام مىدهند . اسبم را بانچه او را عادت داده‌ام ، يعنى شب روى و لگدكوب ساختن كشته ها ، عادت دهيد « پس اسب او را پس دادند . بنى اسد مىگفتند ما چهار نفر را كشتيم كه همه پسران عمرو و هر يك سرور قوم خود بودند ، كشتيم حجر بن عمرو پادشاه كنده و لام بن عمرو طائى و صخر ابن عمرو سلمى [ 1 ] و بدر بن عمرو فزارى را .

--> [ 1 ] در » يوم حوزه اول « معاوية بن عمرو بن شريد سلمى كشته شد و در » يوم حوزه دوم « برادرش صخر بن عمرو با بنى مره جنگيد ، آنگاه بنى اسد صخر را كشتند و خواهرش » خنساء « او را مرثيه گفت ( ايام العرب ص 283 ، 289 ، طبقات فحول الشعراء ص 169 ، 174 ) .