اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
284
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
بزرگمنشى ) بر پنجه هاى كفشهاى خود پا مىنهند ( بر انگشتان پا راه ميروند ) و جامه هاى خطدار و بردها دربر دارند . بادها نشانه هاى سرزمينهاى آنها را از ميان برده كه گويا ( هميشه ) در وعده گاه بودهاند . در آنكارا فرود آمدند و آب گوارا كه از كوههاى سربلند مىآمد ، بر آنها روان بود ، شهرى كه كعب پسر مامه [ 1 ] و پسر ام دواد [ 2 ] آن را براى آسايش طولانى آن برگزيدند [ 2 ] . « ابو دواد ايادى برخى از اينها را ذكر كرده است . بزرگترين شعراى اياد ابو دواد و پس از او لقيط در عراق بود ، و چون لقيط خبر يافت كه خسرو سوگند ياد كرده است كه اياد را از تكريت موصل دور گرداند نامه اى بانها نوشت كه اين شعرها در آن بود سلام فى الصحيفة من لقيط الى من بالجزيرة من أياد فان الليث ياتيكم بياتا فلا [ يشغلكم سوق النقاد ] أتاكم منهم سبعون الفا يزجون الكتائب كالجراد » سلامى در نامه از لقيط به كسانى كه از أياد در جزيرهاند . هان شير است كه شبانه بر شما مىتازد ، پس مباد چرانيدن گوسفندان شما را سرگرم كند . هفتاد هزار دشمن بشما روى نهادند كه دسته هاى لشكر چون ملخ را ميرانند . « » مضر « بن نزار سرور فرزندان پدرش و مردى بخشنده و دانا بود ، از او روايت شده است كه بفرزندانش گفت : » كسى كه بدى كشت كند پشيمانى بدرود ، و بهترين نيكى با شتابتر آن است ، پس نفوس خود را در آنچه شما را بصلاح آورد بر آنچه ناخوش دارد وادار كنيد و در آنچه آن را تباه سازد از آنچه خوش دارد بازداريد كه در ميان صلاح و فساد جز شكيبايى
--> [ 1 ] كعب بن مامة بن عمرو بن ثعلبه ايادى كه در جود ضرب المثل بود و پدرش مامه پادشاهى أياد داشت ( شعراء النصرانيه ص 480 ) . [ 2 ] حوثرة بن حارث بن حجاج .