اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
276
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
راند و بامدادى آنها را بر در خانه اش ديد ، پس آنها را مهار كرده سوار شد و از آنها نسل گرفت با اينكه مردم بر يابوها سوار مىشدند و اسماعيل و پسران و فرزندانش بر اسبها سوار شدند . يكى از شعراى معد درباره اسماعيل مىگويد : ابونا الذى لم يركب الخيل قبله و لم يدر شيخ قبله كيف تركب « پدر ما آن كس است كه پيش از او كسى بر اسب سوار نشد . و هيچ پيرى پيش از او ندانست كه اسب را چگونه سوار مىشوند . » گفته مىشود « اجياد مكه » [ 1 ] براى آن گفتهاند كه اسبها در آنجا بود و خداى عز و جل به اسماعيل وحى كرد بانها نزديك شود ، پس نزديك شد و اسبى نماند مگر آنكه سر بفرمانش فرود آورد و خود و فرزندانش بر آنها سوار شدند و اسماعيل نخست كسى بود كه بر اسب سوار گشت و آنها را بسوارى گرفت ، و نخست كسى كه گنهكاران را از حرم دور كرد . پس گفت « اعربه » ، حرم را پاك ميگردانم ، و از اين جهت « عربه » ناميده شد . [ 2 ] فرزندان جرهم بن عابر [ 3 ] چون برادرانشان از فرزندان قحطان بن عابر [ 3 ] به يمن رفتند و آنجا را مالك شدند به زمين تهامه آمدند و با اسماعيل بن ابراهيم همسايه گشتند . پس اسماعيل « حنفاء » دختر حارث بن مضاض جرهمى [ 4 ] را بزنى
--> [ 1 ] اجياد كوهى است در مكه كه « جياد » هم گفته مىشود و « اجياد » كوچك و بزرگ دو محله است در مكه ( مراصد الاطلاع ) . اجياد نام مكان را بعضى جمع جيد بمعنى گردن و برخى جمع جواد بمعنى اسب گرفتهاند . [ 2 ] عربه به صورت جمع ( عربات ) بر بلاد عرب گفته مىشود ( مراصد ) . [ 3 ] عامر غلط است و صحيح آن عابر است : جرهم بن قحطان بن عابر بن شالخ بن ارفخشد ابن سام بن نوح ( سيره ابن هشام ج 1 ص 3 ) . [ 4 ] رعله دختر مضاض بن عمرو جرهمى ( سيره ابن هشام ج 1 ص 3 ) . سيده دختر مضاض بن عمرو جرهمى ( تاريخ طبرى ج 1 ص 220 ) .