اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

249

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

رفته مانند » طسم ، جديس ، عملاق ، عاد ، ثمود ، عبس نخست ، و بار و جرهم « دانسته‌اند . پراكندگى اهل يمن در شهرها و بيرون رفتنشان از ديار خود بواسطه » سيل عرم « بود و اول اين هجرت چنان كه راويان گفته‌اند اين است كه عمرو بن عامر ابن حارثة بن امرئ القيس بن ثعلبة بن مازن بن ازد رئيس قوم و كاهن ( پيشگو ) بود ، پس چنان دانست كه كشور يمن باب فرو ميرود آنگاه بخشم گرفتن بر بعضى از فرزندان خود تظاهر كرده زمين خود را فروخت و با خانواده خود بيرون رفت و به زمين » عك « رهسپار گرديد ، سپس از آنجا به » نجران « رفتند ، و چون » مذحج « با آنها جنگيد از آنجا كوچ كرده به مكه رفتند . » جرهم « كه ساكن آن روز مكه بودند بجنگ با يمنيها برخاسته آنها را از شهر بيرون كردند . پس به » جحفه « رفته سپس از آنجا به » يثرب « كوچ نمودند و دو قبيله » اوس و خزرج « پسران حارثة بن ثعلبة ابن عمرو بن عامر در آنجا اقامت گزيدند ، جماعتى از ازد ، غير از پسران حارثه ، نيز بانها پيوستند كه بعضى هم پيمان و بعضى جزء آنها شدند . ازديان در يثرب پراكنده گشتند و يهوديان كه يثرب جاى آنها بود با ازد بنزاع برخاسته و چون بسيار بودند بر آنها غالب شدند و چنان چيره گشتند كه مردى از يهود به خانه مردى انصارى مىتاخت و او را نيروى دفاع از ناموس و مال خود نبود ، تا آنكه روزى مردى از يهود بنام » فطيون « به خانه مالك بن عجلان پا نهاد و مالك بر او تاخت و او را كشت سپس نزد يكى از پادشاهان يمن رفته از فشار يهوديان شكايت كرد . آن پادشاه با لشكرش بر يهوديان يثرب تاخت و از يهود كشتار زيادى كرد . پس اوس و خزرج آسوده شدند ، نخلستانها ايجاد كردند و خانه ها ساختند . يمنيهاى ديگر به قصد شام رهسپار شده به زمين » سراة « آمدند ، » ازدشنوءه « [ 1 ] در سراة و اطراف آن جاى گرفتند و قبيله هايى از آنان به » عمان « رفتند . اول

--> [ 1 ] شنوءه : عبد الله بن كعب بن عبد الله بن مالك بن نضر بن اسد بن غوث .