اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

235

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

و شيطان را » صحى حراقه « مىنامند . اينان موى ريش و دندانهاى پيشين خود را مىكنند و ختنه مىكنند ، و اراضى آنها پرباران است . كشور سوم بنام » بازين « است كه از طرفى نزديك علوه نوبيها و از جانبى هم مرز » بقلين « بجه هستند و با اينان مىجنگند ، كشتى كه آن را ميخورند . . . و خوراكشان همين است با شير . كشور چهارم بنام » جارين « است كه پادشاهى بزرگ دارند و حكومت او از شهرى بنام » باضع « كه در ساحل درياى بزرگ است تا مرز » بركات « از كشور بقلين تا جايى كه بان » حل الدجاج « ميگويند امتداد دارد . اينها مردمى هستند كه دندانهاى پيشين خود را از بالا و پايين مىكنند و مىگويند نبايد دندانهايى مانند دندانهاى خران داشته باشيم و ريش خود را نيز مىكنند . كشور پنجم بانان » قطعه « مىگويند و آخرين قسمت » بجه « است كه از حدى بنام » باضع « تا جايى بنام » فيكون « ميكشد ، اينان را شوكت و قدرت فراوانى است و سربازخانه اى بنام » دار السوا « دارند كه جوانان دلير و سربازان آماده اى در آن هستند . كشور ششم كشور نجاشى است كه سرزمين وسيع با اهميتى است . مركز كشور شهر » كعبر « است كه پيوسته عرب براى تجارت [ بان ] رفت و آمد داشته‌اند ، اينها شهرهاى بزرگى دارند و شهر ساحلى آنها » دهلك « است . پادشاهان بلاد حبشه به پادشاه بزرگ خراج ميدهند و فرمانبردار اويند . نجاشى كيش نصرانى يعقوبى دارد . آخر كشور حبشه زنگيان هستند كه به سند و اراضى مشابه آن وابسته‌اند ، و نيز حبشه باراضى غير زنج كه نزديك سند و كرك است پيوستگى دارد ، اينان مردمى اهل حساب و همدلند . اما سودان را كه راه باختر را در پيش گرفته به طرف مغرب رفتند نيز كشورهايى -