اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

217

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

است ، ديگر عيد مهرگان يعنى روز شانزدهم مهر ماه [ 1 ] است ، در ميان نوروز و مهرگان صد و هفتاد و پنج روز يعنى پنج ماه و بيست و پنج روز فاصله است [ 2 ] و مهرگان در تشرين دوم واقع مىشود ، ايرانيان هر روزى از سى روز ماه را بنامى ميخواندند و نامهاى روزها بدين قرار است : هرمز ، بهمن ، ارديبهشت ، شهريور ، اسفندارمذ ، خرداذ ، مرداذ ، دى باذر ، [ 3 ] آذر ، آبان ، خور ، ماه ، تير ، [ گوش ] ، دى به مهر [ 4 ] ، مهر ، سروش ، رشن ، فروردين ، بهرام [ 5 ] ، رام ، باذ [ 6 ] ، دى بدين [ 7 ] [ دين ] ارد ، اشتاذ ، اسمان ، زامياذ [ 8 ] ، مارسفند [ 9 ] ، آنيران . [ 10 ] ايرانيان بكيش زردشت كه او را پيغمبر خود ميدانند بر اين بودند كه روشنى - و آن را زروان مىنامند - قديم و ازلى است ، و در اثر لغزش اندكى انديشه بدى كرد كه غصه ناك شد ، چون نيك زشت ميگردد و خوشبو بدبو مىشود ، و نزد اينان مانعى ندارد كه تغيير و تباهى به پاره اى از قديم نه همه اش راه يابد ، پس چون قديم انديشه بد كرد و آه سردى از نهاد بركشيد آن غصه از درونش برون آمد و در پيش رويش مجسم گرديد ، اين غصه مجسم شده پيش روى قديم را اهرمن نامند و زروان را هرمز نيز گويند [ 11 ] ، اهرمن خواست با هرمز بجنگد هرمز براى آنكه بدى انجام ندهد نخواست ، و نيز گفته‌اند كه هرمز و اهرمن دو جسم و دو روحند و در ميان آنها براى دشمنى شكافى است نه آنكه بهم پيوسته باشند . و گفته‌اند [ كه ] هرمز يعنى روشنايى اجسام و مناسبات آنها را مىآفريند و اهريمن ضررها را در اين گوهرها خلق مىكند مانند زهر در حشرات زننده و خشم و

--> [ 1 ] روز مهر از ماه مهر . [ 2 ] نسخه اين طور است ! [ 3 ] دذو . [ 4 ] دذو . [ 5 ] ورهران ، وهران ، وهرام . [ 6 ] واذ . [ 7 ] دذو . [ 8 ] زامداذ . [ 9 ] مهرسپند . [ 10 ] انگران ( ايران در زمان ساسانيان ص 181 ) . [ 11 ] اوهرمزد ، اهورمزداه .