اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

194

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

چهرزاد سى سال ، دارا پسر چهرزاد دوازده سال . سپس اسكندر معروف به ذو القرنين او را كشت و پادشاهى پارس پراكنده گشت و پادشاهانى بنام ملوك الطوائف كه مركز آنها در بلخ بود به پادشاهى رسيدند ، نسبشناسان اينان را از فرزندان عامور ابن يافث بن نوح پنداشته‌اند . اينان بر دين ستاره پرستان ، خورشيد و ماه و آتش و هفت ستاره را بزرگ ميداشتند و مجوسى نبودند بلكه بر كيش صابئان بودند . لغت آنها سريانى بود كه با آن مىگفتند و مىنوشتند و رسم الخط سريانى اين است [ 1 ] اينان را قصه هايى است كه چون بيشتر مردم را ديديم آنها را انكار مىكنند و از خرد بدور مىدانند ، از ذكرش صرف نظر نموديم ، چون بناى ما بر حذف مطالب ناپسند است . دوره دوم پادشاهى پارسيان از اردشير بابكان [ 2 ] ( پس از اشكانيان ) اردشير نخستين پادشاه مجوسى پارس به پادشاهى رسيد . پايتخت او در استخر بود ، برخى از شهرهاى پارس سر از اطاعت او باز زدند و او با جنگ آنها را گشود سپس به اصبهان و آنگاه به اهواز و بعد از آن به ميسان رفت پس به پارس برگشت و با پادشاهى بنام » اردوان « جنگيد و او را كشت . اردشير بنام » شاهنشاه « خوانده شد و آتشكده اى در » اردشير خره « بنا كرد ، آنگاه به جزيره و ارمنستان و آذربايجان سپس بسواد عراق لشكر كشيد و آنها را گرفت پس به خراسان رفت و چندين شهر آن را تسخير كرد و پس از رام كردن شهرها پسر خود شاپور را بجاى خود برگرفت و تاج بر سرش نهاد و پادشاهش خواند . اردشير بعد از

--> [ 1 ] حمزه اصفهانى و ابن اثير پادشاهان پارس را به چهار طبقه : پيشداديان و كيانيان و اشكانيان و ساسانيان ، و مسعودى در التنبيه و الاشراف آنها را به پنج طبقه : پيشداديان و بلان و كيانيان و اشكانيان و ساسانيان تقسيم كرده‌اند . [ 2 ] ل : ص 179 .