اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

144

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

مرده اعتماد دارى و چقدر بگوهرهاى زنده جاويد بدگمانى ! و چگونه علم از جايگاه نادانى پديد آيد با آنكه وسيله آن عنصرى عقلى است ؟ پس شاگردش » ايعطبش « به او گفت : كاش كتابى براى من ديكته مىكردى كه از تو جاويد مىماند . به او نيز گفت : دانش نيازى به پوستهاى گوسفندان ندارد . و بعضى از شاگردانش به او گفت : كاش كتابى از حكمت خويش توشه ما مىساختى تا خردهاى ما را بدان مىآزمودى . سقراط به او گفت : به نوشتن حكمت در پوستهاى گوسفندان دل مبند تا آن را از دانش و زبان خود رساتر بدانى . چون مرگ سقراط فرارسيد باز شاگردانش از او خواهش كردند تا حكمتى بدانها توشه دهد و بدان رجوع مىكرده باشند ، پس در اخلاق نفس سخن گفت و سپس درباره فلك بسخن گفتن پرداخت و گفت كه آن كروى است ، و او را زهر خورانيده بودند پس درگذشت . پس از سقراط » فيثاغورس « [ 1 ] است ، نخستين كسى كه در اعداد و حساب و هندسه سخن گفت و الحان موسيقى را وضع كرد و عود را اختراع كرد . او در زمان پادشاهى بود كه به او » اگوستوس « گفته مىشد ، پس از او گريخت و پادشاه او را تعقيب كرد ، فيثاغورس به دريا نشست تا در جزيره اى بمعبد رسيد ، پس پادشاه آن را آتش زد و او را سوزانيد . فيثاغورس را شاگردى بود [ 2 ] كه به او » ارشميدس « گفته مىشد . پس آينه هاى سوزاننده را ساخت و كشتىهاى دشمن را در دريا آتش زد . و از آنها است » بلينوس « نجار كه به او » يتيم « گفته مىشود و او صاحب طلسمات است كه براى هر چيزى طلسمى قرار داد . و از آنها است » اوجانس « صاحب هندسه و قسمت و انواع فلسفه و به او » ديوجانس كلب « گفته مىشد . پس به او گفتند : چرا » كلب « ناميده شدى ؟ گفت

--> [ 1 ] از حيث مقام و رتبه او را پس از سقراط دانسته است ، اگر چه زمان او مقدم باشد . [ 2 ] با فاصله بسيارى كه از حيث زمان دارند .