اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
138
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
و هر گاه تابستان خشك و جنوبى باشد و پاييز پرباران و شمالى ، مردم را درد [ سر ] و سرفه و نفستنگى و زكام و بعضى را سل عارض شود . و هر گاه تابستان خشك و شمالى باشد و هنگام طلوع شعرى باران نيايد ، براى مزاجهاى بلغمى و مرطوبى سودمند و براى مزاجهاى صفرايى زيانبخش خواهد بود و بسا كه صفرا مزاجها را سودا مزاج كند . و دگرگونى بسيار در اثر انقلاب خورشيد است و دگرگونى انقلاب تابستانى از زمستانى ، و پاييزى از بهارى بيشتر است و هر سرزمينى كه تغيير فصلش بسيار است ، هموار نيست و در آن كوههاى دراز برافراشته سر به آسمان كشيده اى است و هر سرزمينى كه تغيير فصل آن اندك باشد ، هموار است . سپس بقراط از اختلاف صورتها و حالات مردم و از اعتدال خلقت ايشان و سببى كه بدان جهت برخى مانند برخى مىباشند و اينكه آن در نتيجه هماهنگى زمان ( فصل ) و مطالع است ، سخن مىگويد و از حال مردان و زنان در بسيارى فرزندان و كمى آنان و آنچه باعث نسل يا قطع نسل مىشود بحث مىكند و مىگويد كه ساكنان سرزمينهاى مرتفع هموار پرآب صورتهاى زيبا دارند و تنومند مىباشند و خوهاى آنان به نرمى و آرامش ( مايل است ) و اهل دليرى و سلحشورى نيستند . و هر كس در زمين نرم كم آب و بىگياه ساكن شود و مزاج هواى آن هم معتدل نباشد ، صورتهاى آنان درشت و رنگهاشان مايل بزردى يا سياهى و اخلاقشان پست و خشمشان شديد و طبيعتهاشان با يك ديگر مخالف خواهد بود زيرا كه در اثر اختلاف فصول طبيعتها مختلف مىشود سپس بعد از زمانها ( فصول ) و سرزمينها آب مشروب ، چرا كه غذاى آدمى پس از سرزمينها بابها بستگى دارد . سپس بقراط بعد از اين جمله در بادها و وزش آنها و آنها كه از جايى به جايى مىوزد سخن گفته و بادها را به چهار قسم بخش كرده است و مىگويد كه باد از نفوذ