اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
106
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
سپس اساس پادشاهى در هند متزلزل گرديد و دير زمانى بكشورهاى پراكنده كه هر يك بطائفه اى اختصاص داشت تقسيم شده بود تا آنكه پادشاهان بر آنها تاختند و از اينكه در مقابل دشمن به زانو درآيند ترسيدند . اهل هند كه مردمى دانا و شناسا و خردمند و در اين امور بر ديگر امتهاى جهان برترى داشتند بر پادشاهى يك نفر از ميان خود اتفاق كردند و » زارح « را كه مردى بزرگوار و گرانمايه بود به پادشاهى برداشتند . پادشاهى او بزرگ و قدرت او دامنه يافت تا آنجا كه به زمين بابل رفت و از آنجا هم گذشته به پادشاهان بنى اسرائيل حمله برد ، او است كه بيست سال پس از وفات سليمان بن داود در زمان پادشاهى فرزندش رحبعم بجنگ بنى اسرائيل رفت ، بنى اسرائيل در پيشگاه پروردگار به آه و زارى برخاستند و خدا بر زارح و لشكريان او مرگ را مسلط ساخت تا بكشور خود بازگرديد . [ 1 ] يكى از پادشاهان هند » فور « است كه اسكندر پس از كشتن پادشاه ايران و غالب شدن بر زمين عراق و توابع آن كه جزء كشور داريوش بود ، بكشورش لشكر كشيد ، زيرا كه اسكندر به او نوشت تا بفرمانش درآيد . فور جواب داد كه دست بجنگ خواهد برد . اسكندر پيش دستى كرد و بكشور هند لشكر كشيد ، فور هم جنگ را آماده شد و فيلها را بميدان جنگ آورد ، شكست با اسكندر بود زيرا كه چيزى در مقابل فيلها ايستادگى نميكرد . اسكندر مجسمه هايى از مس ساخت پس آنها را از نفت و گوگرد آكنده نمود و آتش در ميان آنها افروخت ، سپس آنها را بر گاوها نشانده لباس جنگ بر آنها پوشانيد و در پيش روى صف قرار داد . چون دو لشكر بهم ريختند مردان اسكندر مجسمه ها را بسوى فيلها ميراندند و چون نزديك ميرفت فيلها با خرطومهاى خود بدان حمله ور مىشدند ، خرطومها بر مس گداخته مىپيچيد و
--> [ 1 ] آنچه در عهد عتيق و در اين كتاب پيش از اين ذكر شده اين است كه زارح پادشاه حبشه و نيز پادشاه هند در پادشاهى » آسا « بر يهود ، بر بيت المقدس حمله بردند و خدا عذابى فرستاد تا زارح و پادشاه هند هر دو هلاك شدند .