اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

98

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

گفت جاى ميخها را در انگشت من و پهلوى راستم بنگريد ، سپس بانها گفت خوشا به حال آنان كه مرا نديده و به من ايمان آورده‌اند [ 1 ] . پاره اى از گوشت ماهى براى عيسى آوردند و او خورد و بانها گفت اگر شما مرا باور كنيد و كارى كه من كردم بكنيد شايسته آن خواهيد بود كه دست بر بيمارى نگذاريد مگر آنكه شفا يابد و مرگ او را زيانى نرساند . آنگاه عيسى از نزد آنها بالا رفت و او را سى و سه سال بود . [ 2 ] اين بود آنچه نويسندگان اناجيل ميگويند و در همه چيز با يك ديگر اختلاف دارند . خداى متعال فرموده است : * ( « و ما قتلوه و ما صلبوه و لكن شبه لهم و ان الذين اختلفوا فيه لفى شك منه ما لهم به من علم الا اتباع الظن و ما قتلوه يقينا بل رفعه الله اليه » ) * [ 3 ] نه كشتند او را و نه بدارش زدند بلكه بر آنها مشتبه شد و آنان كه در او اختلاف كردند به شك و ترديد گرفتارند آنها را در آن علم و يقينى جز پيروى گمان نيست و او را بيقين نكشتند بلكه خدا او را بسوى خود بالا برد . چون عيساى مسيح بالا برده شد حواريان در اورشليم در كوه طور زيتون فراهم شدند و به بالا خانه اى برآمدند كه بطرس و يعقوب و يوحنا و اندراوس و فيلبس و توما و برتلموس ( برتولما ) و متاوس ( متى ) و يعقوب [ . . . ] [ 4 ] پس شمعون روى سنگ ايستاد و گفت اى برادران مىبايست آن نوشته كه روح القدس پيش گفت بانجام رسد و خواستند مردى را برگزينند كه دوازده نفر كامل گردد پس متى و بر سبا را پيش داشتند [ 5 ] و گفتند خدايا براى ما آشكار ساز كدام يك را برگزيده اى پس قرعه بنام متى آمد [ 6 ] . آنگاه باد سختى بر آنها وزيد و خانه اى را كه در آن نشسته بودند پر كرد و مانند زبان آتش بر همه آنها نمودار گشت و بزبانهاى پراكنده سخن

--> [ 1 ] انجيل يوحنا ب 20 ى 1 - 31 . [ 2 ] انجيل يوحنا ب 21 . [ 3 ] نساء 157 - بانجيل برنابا فصل 217 رجوع شود . [ 4 ] كتاب اعمال رسولان ب 1 ى 13 : ( بن حلفى و شمعون غيور و يهوداى برادر يعقوب مقيم بودند ) . [ 5 ] كتاب اعمال رسولان ب 1 ى 33 : آنگاه دو نفر يعنى يوسف مسمى به برسبا كه به يوستس ملقب بود و متياس را برداشتند . [ 6 ] و قرعه بنام متياس برآمد .