اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

95

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

يهودا پسر شمعون از ياران مسيح بود ، پس مسيح به ياران خود گفت يكى از شما كه با من مىخورد و مىآشامد مرا تسليم خواهد كرد و مقصودش يهودا پسر شمعون بود . آنگاه عيسى بموعظه يارانش پرداخت و بانها مىگفت آن ساعت رسيده است كه پسر بجانب پدر رود من به جايى ميروم كه شما نمىتوانيد با من بياييد پس وصيت مرا نگهداريد [ 1 ] به زودى « فارقليط » با مقام پيغمبرى نزد شما آيد و چون فارقليط با روح حق و راستى پيش شما آمد او است كه بر من گواهى ميدهد ، اين سخن را بشما گفتم تا چون وقتش رسيد آن را ياد آوريد ، من كه اين سخن را بشما گفتم خود نزد كسى كه مرا فرستاده است ميروم و آنگاه كه روح حق بيايد شما را به تمام حق هدايت كند و از آينده هاى دور بشما خبر دهد و مرا بستايد و بعد از اندكى شما مرا نخواهيد ديد . [ 2 ] آنگاه عيسى چشم خود را به طرف آسمان گشود و گفت ساعت رسيده است ، تو را در زمين بشكوه و جلال ستودم و كارى كه به من سپردى بانجام رسانيدم ، سپس گفت خدايا اگر ناچار بايد اين جام را بنوشم پس آن را بر من آسان گردان آنچه من بخواهم نمىشود بلكه آنچه تو خواستى پروردگارا [ 3 ] سپس مسيح با شاگردان خود بانجا رفت كه خود و يارانش در آن فراهم ميشدند . يهودا يكى از حواريان آنجا را مىشناخت و چون پاسبانان را در جستجوى عيسى ديد آنها و همراهانشان را كه فرستادگان كاهنان بودند برداشت و بجاى مسيح آورد مسيح بيرون آمد و گفت كه را ميخواهيد ؟ گفتند عيساى ناصرى را عيسى گفت من هستم . پس بازگشتند و بار ديگر آمدند ، و عيسى گفت عيساى ناصرى منم اگر مرا ميخواهيد ببريد تا سخن تمام گردد . شمعون صفا [ 4 ] شمشير خود را كشيده بغلام بزرگ كاهنان فرود آورد و دست راست او را قطع كرد . عيسى به شمعون ( پطرس ) گفت شمشير خود را غلاف كن زيرا

--> [ 1 ] انجيل يوحنا ب 13 و 14 و 15 ى 1 - 25 . [ 2 ] انجيل و حنا ب 15 ى 26 - 27 ب 16 ى 1 - 17 . [ 3 ] انجيل يوحنا ب 17 . [ 4 ] شمعون صفا همان پطرس پسر يونا و برادر اندرياس و يكى از دوازده حوارى است .