اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

67

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

سليمان بن داود [ 1 ] چون خداى بزرگ داود را برگرفت سليمان بجاى پدر پيغمبر و پادشاه شد و خداى پرى و آدمى و بادها و ابر و مرغ و درندگان را بفرمان او گذاشت و پادشاهى بزرگى ، چنان كه در كتاب عزيزش فرموده است ، به او داد [ 2 ] ، يوأب سپهسالار جنگهاى داود و جمعى از يارانش با برادران سليمان همراه شدند تا پادشاهى سليمان را تباه سازند و سليمان همه آنها را كشت و برادرش « ادونياس » را نيز كشت و پادشاهى سليمان رو به راه و سلطنتش پايدار گشت [ 3 ] . سليمان دختر فرعون پادشاه مصر را بزنى گرفت و در شهر داود با او عروسى كرد . آنگاه بنى اسرائيل را فراهم ساخت تا قربانى بگذارند ، پس هزار ذبيحه قربانى نمود . سليمان شبى در خواب ديد كه گويا خدا به او مىگويد : « آنچه دوست دارى بخواه تا بدهمت » سليمان گفت پروردگارا تو بودى كه نعمت بزرگ به داود دادى و بنده ات سليمان را پس از او پادشاه گردانيدى ، پس مرا دلى دانا عطا فرما تا بداد داورى كنم و نيك و بد را بازشناسم . خدايش گفت چون كه اين چيز را خواستى و دولت نخواستى و جان دشمنانت را نخواستى و درازى عمر طلب نكردى بلكه حكمتى خواستى تا انصاف و داورى را بفهمى ، اينك دعاى تو را مستجاب كردم و دلى دانا و بينا به تو دادم كه پيش از تو كسى را نبوده و پس از تو هم كسى مانند تو نخواهد بود و آنچه را هم نخواستى يعنى دولت و شكوه و جلال همه را به تو دادم ، اكنون تو اگر به راه من روى و فرايض و شرايع مرا چون پدرت داود نگهدارى عمرت را دراز و شانت را بزرگ گردانم . سليمان براى داورى مىنشست و در ميان بنى اسرائيل دادرسى مىكرد و از حكمت و دادگرى او در داورى و گفتار و شيوايى

--> [ 1 ] ل : ص 60 . [ 2 ] قصص حضرت سليمان ع در سوره هاى انبياء 78 - 82 نمل 15 - 44 سبا 12 - 14 ص 30 - 40 و نام سليمان نيز در سوره هاى بقره 102 نساء 163 انعام 84 ذكر شده است . [ 3 ] اول پادشاهان ب 2 ى 12 - 46 .