اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
65
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
او را به بزرگيش تسبيح گوييد ، او را به آواز چغانه تسبيح گوييد ، او را با دف و ساز تسبيح گوييد ، او را با رباب و ناى تسبيح گوييد ، او را با رود و طبلهاى دو سر تسبيح گوييد ، او را با آوازهاى آهسته تسبيح گوييد ، او را باوازهاى بلند و فرياد تسبيح گوييد ، پروردگار ما را در هر نفسى باخلاص تسبيح گوييد . « [ 1 ] آنگاه داود در آخر زبور مىگفت : » من كهتر برادرانم بودم ، در خانه پدرم چاكرى داشتم ، شبان گوسفندان پدرم بودم ، دستهايم دست در كار رود بود و انگشتانم مزامير مىسرود ، كه پروردگارم را از من آگاه ساخت ؟ اوست كه از من شنيد و فرشتگانش را نزدم فرستاد تا مرا از شبانى گوسفندان برادرانم كه از من مهتر و زيباتر بودند ربود ، آنها را پروردگارم نپسنديد و مرا براى برخورد با لشكرهاى جالوت فرستاد ، چون جالوت را بتپرست ديدم خدايم بر او پيروزى داد ، شمشيرش را گرفتم و سرش را بريدم . سپس بنى اسرائيل به داود به دو ناروا گفتند و خشم خداوند بر آنها افروخته شد . پس خداى داود را فرمود كه بنى اسرائيل را سرشمارى كند . داود آنها را شمرد و بنى - اسرائيل را هشتصد هزار مرد جنگى و بنى يهوذا را پانصد هزار مرد يافت . آنگاه خداى متعال حيرام [ 2 ] پيغمبر را نزد داود فرستاد و فرمود داود را بگو يكى از سه چيز را برگزين يا هفت سال قحطى و گرسنگى باشد يا آنكه بچنگ دشمنانت افتى و سه ماه بر تو پيروز گردند و از پادشاهيت دور سازند و اگر نه سه روز مرگ سختى باشد . داود دلتنگ شد و گفت پروردگار ما از مردم بما سزاوارتر است . [ 3 ] پس خدا مرگ را بر آنها مسلط
--> [ 1 ] مزمور 150 . [ 2 ] دوم سموئيل ب 24 ى 11 ، جاد نبى يكى از رفقاى داود ، مورخ و وقايعنگار مملكت او بود و مشير درگاه داود گرديد . گويا حيرام كه در متن است درست نباشد زيرا حيرام نام يكى از سلاطين معروف صور است معاصر داود و سليمان و نام مسگرى صورى كه سليمان براى انجام كارهائى او را از صور آورد . ( قاموس كتاب مقدس ) [ 3 ] دوم سموئيل 24 ى 14 : تمنا اينكه بدست خداوند بيفتيم زيرا كه رحمتهاى او عظيم است و بدست انسان نيفتيم .