سيد محمد باقر شفتي

435

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

لدعاء « 1 » . و اين اگر چه سالم از ثانى است لكن مؤاخذه است به اول . و وارد مىشود بر هر دو كه مقتضاى كلام اين دو نفر اين است كه معتبر بوده باشد جلوس در ماهيت تعقيب ، بنابراين هرگاه اتيان به دعا نمايد بعد از نماز در سجده بايد تعقيب نبوده باشد ، و همچنين هرگاه اتيان به دعا نمايد قائما يا ماشيا . توهم اين نشود كه آنچه را آنها ذكر كرده‌اند معنى لغوى است نه شرعى ، نظر به اين كه مراد از صلاة در كلام آنها معنى شرعى است نه لغوى ، و اين محل تشكيك نيست ، و اين مقتضى اين است كه بايد مراد آنها در اين مقام ذكر مستعمل فيه لفظ بوده باشد در شرع نه معنى لغوى . و جمله‌اى از كلمات قدماى أصحاب مثل مرحوم شيخ در نهايه و مبسوط و ابن براج در مهذب و ابن ادريس در سرائر و غيرهم اگر چه موهم اين است كه جلوس معتبر در تعقيب بوده باشد ، لكن كلمات آن بزرگواران محمول است بر أفضليت . حق اين است كه جلوس معتبر در ماهيت تعقيب نيست ، پس هرگاه بعد از تسليم به سجده رود و در آن مشغول به تلاوت ادعيه شود اين تعقيب خواهد بود و همچنين اتيان به دعا قائما نمايد يا ماشيا ، و از اين راه است كه محققين از متأخرين علما نور اللَّه تعالى مراقدهم مثل شيخ شهيد ثانى در شرح لمعه و محقق اردبيلى در آيات الاحكام و شرح ارشاد و شيخ بهائى در حبل المتين و فاضل معتمد هندي ، و بعضى از اين أعاظم تصريح فرموده‌اند به عدم اعتبار جلوس در مفهوم تعقيب ، و بعضى تعريف فرموده‌اند : انه الاشتغال عقيب الصلاة بدعاء او ذكر ، سزاوار اين است كه قرآن نيز علاوه شده ، به اين نحو كه تعقيب عبارت است از مشغول شدن بعد از نماز به دعا يا به ذكر يا به قرآن يا به دو يا به هر سه . مطلب ثانى : در ذكر جمله‌اى از اخبار وارده از ائمه أطهار عليهم السّلام است در بيان

--> « 1 » قاموس ج 1 / 106 .