سيد محمد باقر شفتي
418
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
در حق او اين است كه بعد از رفع رأس از ركوع اتيان به قنوت نمايد ، و اين مشهور ما بين فقهاء است ، بلكه جملهاى از عبارات اجله أصحاب مظهر انتفاى خلاف در مسأله است ، لكن ظاهر از آنچه مرحوم علامه حكايت فرموده از ابن أبي عقيل منع تدارك و تلافى است در ما نحن فيه ، اين ضعيف است ، پس مختار استحباب تدارك است . سوم : آن است كه تذكر بعد از رفع رأس از ركوع و قبل از انحناء به جهت سجود بوده باشد ، ظاهر اين است در همان حالت استحباب تدارك ثابت بوده باشد . چهارم : آن است كه متذكر شد به اخلال به قنوت بعد از انحناء به جهت سجده و قبل از بلوغ به حد سجده . پنجم : آن است كه متذكر شد به آن بعد از وصول به حد سجود يا در سجده ثانيه يا فيما بين سجدتين يا بعد از رفع رأس از سجدهء ثانيه ، لكن قبل از دخول در قيام ركعت ثالثه ، در اين دو صورت اگر چه مقتضاى كلمات فقهاء مختلف است ، چنانچه مفصلا در مطالع الانوار بيان شده ، لكن مختار عدم ثبوت تدارك است . ششم : آن است كه متذكر شد به حقيقت حال بعد از دخول در قيام ثالث الى آخر الصلاة ، حكم يعنى عدم ثبوت تدارك در اين صورت أظهر از سابق است . مجملا در جميع صور ثلاث تدارك قنوت منسى در اثناى نماز ثابت نيست ، و أما رجحان تدارك بعد از فراغ از نماز ، پس اگر چه مقتضاى كلام مبسوط و منتهى خلاف آن است ، لكن مختار ثبوت رجحان است ، و اين ظاهر مىشود از كلمات أكثر اصحاب ، پس بعد از فراغ از نماز راجح در حق او اين است كه تدارك قنوت منسى نموده باشد به همان حالت جلوس ، پس عود به قيام به جهت تدارك