سيد محمد باقر شفتي
34
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
پس جاهل نظر به تضاد ما بين جهل و علم در غايت بعد است از جناب أحديت و به مقدار ازالهء جهل و اتصاف به صفت علم نزديك مىشود به خلاف عالم ، و همچنين ظالم و بخيل به اعتبار اتصاف به صفت رديه ظلم و بخل در كمال دورى است به درگاه با رفعت جناب مقدس تعالى ، پس به مقدار تخليه از صفت ظلم و بخل و اتصاف به صفات حسنهء عدالت وجود به اين سبب نزديك مىشود به پروردگار عالم جل جلاله . بعد از آن كه اين مطلب مشخص شد مىگوئيم : ممكن است كه يكى از اين دو معنى كه مذكور شد اراده شود از قربت مأخوذه در نيت . اما اول پس حاصل آن به اين راجع مىشود كه من اتيان به نماز مىكنم به جهت آن كه نماز موجب قرب و نزديكى بنده مىشود به درگاه أحديت ، يعنى تذكر عبد است به درگاه الهى . و اما ثانى پس به اين طريق مىشود كه من اتيان به نماز مىنمايم به جهت قرب به جناب أحديت ، نظر به اينكه اين نماز موجب تخلى از مقابح و مناقص و باعث تحلى به صفات حسنه است به اين جهت اتيان به اين مىنمايم ، ظاهر اين است ارادهء هر يك از معنيين كه بوده باشد از قربت مأخوذه در نيت عيب نداشته باشد ، بلكه أرجح است نسبت به بعضى احتمالات سابقه ، چنانچه بعد از تأمل در آنچه در سابق بيان شده ظاهر مىشود . و كلام در تعدد علت به نحوى است كه در سابق بيان شد ، وجه ذكر لام در اول و عدم ذكر آن در ثانى آن است كه در نحو مقرر شده حذف لام در مفعول له در وقتى جايز است كه فاعل مفعول له متحد باشد با فاعل فعل معلل به ، و اين شرط در تعليل ثانى متحقق است دون اول ، به اين سبب تعليل اول بالام مذكور شده و ثانى با عدم لام يعنى با نصب فى قولهم الحاكى عن النية القلبية : أصلي صلاة الظهر لوجوبها قربة الى اللَّه .