سيد محمد باقر شفتي

306

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

در بعضى از أخبار صحيحه حكم به وجوب آن شده در بعضى از موارد ، و مراد استحباب مؤكد است . تنقيح مطلب محتاج است به ايراد كلام در چند مبحث : مبحث اول : در بيان اين سجود است . بدان كه اسباب اين سجود بسيار است : اول : توجه نعمتى است از نعمتهاى الهى جلت عظمته به بنده ، پس هرگاه نعمتى از نعم الهى عظمت آلاؤه متوجه شد به بندهء ذليل مناسب در طريقهء بندگى و موافق با قاعدهء حق دانى ، و ملايم به اظهار شرمندگى آن است كه خود را به خاك مذلت انداخته اظهار امتنان و مذلت كه سرمايهء افتخار و سعادت است نموده باشد . دوم : تذكر نعمت است يعنى بندهء ذليل خواه در حالت سعه و رخا ، يا در حالت ضيق و عنا بوده باشد ، هرگاه متذكر اين شد كه وقتى از أوقات چنين نعمتى از جانب منعم متعال به او رسيده ، مستحب در حق او اين است در همان حين كه متذكر چنين نعمتى شد خود را به خاك مذلت انداخته اظهار شكر و بندگى نمايد . سوم : رفع بليه است ، يعنى هرگاه بنده مبتلى به بليه شد ، به معونت و مساعدت الهى جل شأنه آن بليه از او دفع شد ، مناسب در حق او اين است به جهت اداى شكر آن بليه خود را به خاك مذلت انداخته سجدهء شكر به عمل آورد . چهارم : متذكر شدن به دفع بليه است ، يعنى بنده هرگاه در حالتى از أحوال متذكر شد كه وقتى از أوقات مبتلى به چنين بليه بودم ، خداوند عالم جل شأنه از فضل و كرم خود آن بليه را از من دفع نمود ، مناسب اين است در أوان تذكر به شكرانهء اين نعمت خود را به خاك مذلت انداخته سجدهء شكر به عمل