سيد محمد باقر شفتي
257
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
او به جلوس در ثانى و رابع و به سجود در تكبير ثالث ، آتى سنت خواهد بود ، لكن با وصف مرجوحيت بالاضافه به اتيان آنها در حال جلوس ، يا خير چنين نيست بلكه موظف اتيان به اين دو تكبير است ، يعنى تكبير ثانى و رابع بعد از آن كه رفع رأس از سجود نمود و متمكن از جلوس شد ، تعميم در توظيف مشخص نيست ، قدر متيقن اتيان به اين دو تكبير است بعد از تمكن از جلوس ، و في صحيحة حماد المشهورة : ثم رفع رأسه من السجود ، فلما استوى جالسا قال : اللَّه أكبر . و نظير اين اگر چه مذكور است در آن صحيحه در تكبير اول كه اتيان به آن فرموده در حال قيام ، لكن چون در آن معارض موجود است كه دلالت مىكند بر مشروعيت اتيان به آن در حال هوي به جهت سجود ، لهذا مذكور در صحيحهء حماد محمول است بر رجحان ، لكن در تكبير ثانى معارضى نيست . تنقيح مقام مقتضى آن است كه گفته شود : كلمات فقهاء در افادهء مرام در اين مسأله مختلف است ، حاصل اختلاف راجع مىشود به سه قول : اول - تعين اتيان به اين دو تكبير است ، يعنى تكبير ثانى و تكبير رابع در حالت تمكن از جلوس و منع از اتيان به اينها است قبل از آن ، و اين ظاهر مىشود از كلام شيخ صدوق . قال في الفقيه : ثم ارفع رأسك عن السجود و اقبض اليك يديك قبضا ، فاذا تمكنت من الجلوس فارفع يديك بالتكبير - الى أن قال : ثم ارفع رأسك من السجدة الثانية و تمكن من الارض ، و ارفع يديك و كبر ثم قم الى الثانية « 1 » . قوله « و اقبض اليك يديك قبضا » يعنى بعد از رفع رأس از سجود دو دست خود را به سوى خود بكش ، بعد از آن كه درست نشستى آن وقت دو دست را بلند كن به تكبير . مراد آن مرحوم اين است كه در حين رفع رأس از سجود دست را بلند مكن اول دستها را به سوى خود بكش بعد از تمكن از جلوس آن وقت دستها را بلند كن و تكبير بگو .
--> « 1 » من لا يحضره الفقيه ج 1 / 313 و 315 .