سيد محمد باقر شفتي
250
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
در تشهدين و بر رفع رأس از سجود ، و همچنين بر رفع رأس از ركوع و طمأنينه در آن ، قال : الطمأنينة في السجود ركن و رفع الرأس من السجود ركن . و قال أيضا : رفع الرأس من الركوع و الطمأنينة فيه واجب و ركن . معلوم است ارادهء معنى معروف از ركن در جميع اينها بسيار بعيد است ، و بر فرض تسليم اين كه مراد معنى معروف بوده باشد مىگوئيم : صحيح نيست دليل بر اين مطلب صحيحهء زراره است كه فرموده « لا تعاد الصلاة الا من خمسة : الطهور و الوقت و القبلة و الركوع و السجود « 1 » » . نظر به اين كه مراد از حديث حصر مقتضى اعاده است به سبب اخلال عمدا و سهوا در امور خمسهء مذكوره ، پس ما عداى اينها مندرج خواهد بود در تحت مستثنى منه از جمله محل كلام است ، پس مدلول حديث اين است كه طمأنينه از جمله چيزى نيست كه اخلال به آن اگر چه سهوا بوده باشد موجب اعاده شود ، و هو المطلوب . مبحث سوم : آن است كه سابق بيان شد طمأنينه كه واجب است طمأنينه به قدر ذكر واجب است ، يعنى از حين شروع به ذكر واجب است تا فراغ از آن ، و اين محل اشكال نيست ، كلامى كه در اين مقام هست اين است كه آيا طمأنينه به قدر ذكر مستحب هم لازم هست يا نه ؟ معلوم است وجوب شرعى نخواهد بود ، كلام در وجوب شرطى است ، يعنى با عدم طمأنينه صحيح نيست ، و اين دو احتمال دارد : اول : آن است طمأنينه در ضمن ذكر مستحب شرط صحت نماز است ، پس هرگاه اخلال به طمأنينه در ذكر مستحب شود لازم مىآيد نماز محكوم به بطلان شود ، نظر به انتفاى شرط صحت . اين احتمال صحيح نيست ، نظر به
--> « 1 » وسائل الشيعه ج 4 / 683 ح 14 .