سيد محمد باقر شفتي
248
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
است صدق اين معنى موقوف به سكون كل اعضاء مثل أصابع يدين بلكه كل يدين مثلا نيست ، پس حركت أصابع و يدين منافى با تحقق طمأنينه به اين معنى نيست . اول از تفاسير مذكوره أخص ثلاثه است ، چنانچه ثانى اعم از همه است ، نظر به اين كه با اضطراب بدن مكلف باسره اين معنى صادق است كما لا يخفى . و تفسير ثالث از اعم از اول است ، و أخص از ثانى ، ظاهر اين است مراد از طمأنينه واجب در احوال صلاة خواه حالت تكبيرة الاحرام باشد يا حالت قرائت يا حالت ركوع ، و بعد از رفع رأس از ركوع و حال سجود و بعد از رفع از سجود همين معنى است ، يعنى تفسير ثالث . پس استقرار و سكون جميع أعضاء و جوارح معتبر در تحقق طمأنينه نيست و واجب نخواهد بود ، همين قدر كه صادق است مكلف ساكن است عرفا در آن حالت كفايت مىكند ، ظاهر اين است مراد فقهاء أعلى اللَّه تعالى مقامهم از طمأنينه در أحوال صلاة همين معنى است ، و مسامحهء در تعبير واقع شده است ، تحقيق حال در اين مقال مسطور در مطالع الانوار است . مبحث ثانى : در بيان اين كه وجوب طمأنينه به معنائى كه مذكور شد محل تأمل نيست از حين شروع به ذكر واجب تا فراغ از آن ، و اين محل وفاق است كلامى كه در اين مقام هست اين است كه آيا طمأنينه از واجبات ركنيه است در اين مقام و همچنين در مباحث ركوع يا از واجبات غير ركنيه ؟ اين محل خلاف ما بين فقهاء است ثمرهء خلاف ظاهر است ، نظر به اين كه هرگاه از واجبات ركنيه بوده باشد اخلال به آن اگر چه ساهيا بوده باشد موجب بطلان نماز است ، و اگر از واجبات غير ركنيه بوده باشد اخلال به آن سهوا موجب بطلان نماز نيست ، مشهور ما بين فقهاء ثانى است .