سيد محمد باقر شفتي
246
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
باز واجب بوده باشد ، پس لازم است كه بعد از ركوع بنشيند به جهت وضع يدين و ركبتين بر أرض ، و بعد از جلوس ايماء به رأس نمايد به جاى سجود ، و در حال ايماء وضع يدين و ابهامين و ركبتين نمايد بر أرض . قسم سوم : آن است كه متمكن از انحناء مطلقا نيست ، لكن متمكن از ايماء به رأس هست . قسم چهارم : مثل سوم است مگر اين كه متمكن از ايماء به رأس نيست ، بلكه متمكن از ايماء به عين هست ، حكم در اين دو قسم آن است كه در اول ايماى به رأس به جهت سجود متعين است ، چنانچه در ثانى ايماى به عين لازم است ، و حكايت وضع اعضاى باقيه به نحوى است كه مذكور شد . لكن ممكن است اشكالى در حكم به وجوب آن شود ، بيان آن اين است در هيچ يك از نصوص مشتمله بر ايماء ذكرى بلكه ايماء به وضع اعضاى باقيه نشده است ، حتى أخبارى كه مشتمل بر ايماء در صلوات ايستاده است مثل صلاة عراة ، از خلو قاطبهء نصوص از اين مطلب ، و همچنين خلو كلمات أصحاب قدس اللَّه تعالى أرواحهم ، از آن ظاهر مىشود عدم اعتبار آن نه در اين أقسام مذكوره و نه در ساير اين أقسام كه سجود در آن به عنوان ايماء است به سر يا به چشم ، و عموم الميسور لا يسقط بالمعسور قابل اين نيست كه مؤسس اين حكم مخالف اصل تواند شد . بدان كه انتقال فرض به ايماى به رأس يا به عين بدل سجود در صورت عدم تمكن از آن ، چنانچه در سجود ثابت است در ركوع نيز ثابت است ، و تحقيق حال در ايماى بدل هر دو در مباحث قيام مفصلا مذكور شد ، كسى كه خواهد رجوع به آنجا نمايد . چهارم : از امور ستهء مذكوره طمأنينه است در سجود به مقدار ذكر واجب تنقيح مرام در اين مقام مقتضى نقل كلام است در چند مبحث