سيد محمد باقر شفتي

242

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

موقف بوده باشد ، يا أرفع از آن بوده باشد به مقدار لبنه فما دون ، لكن در هر دو حالت جبهه واقع شده باشد بر چيزى كه سجده بر آن جايز نبوده باشد ، و عالم به حقيقت حال شده باشد قبل از فراغ از ذكر واجب . بدان كه در اين صورت عدم جواز اكتفاء به همان حالت محل تشكيك نيست كلامى كه هست اين است آيا لازم است بر آن شخص در آن حالت جبهه را بگشد تا برساند به ما يصح السجود عليه ، يا لازم است رفع جبهه نمايد بعد از آن بگذارد به ما يصح السجود عليه ، يا آن كه مخير است ما بين هر يك از اين دو أمر كه مذكور شد ؟ اين محل خلاف ما بين فقهاء است به سه قول ، ثالث ظاهر مىشود از مرحوم علامه در نهاية الاحكام « 1 » ، چنانچه ثانى نيز ظاهر از آن مرحوم است در تذكره ، و اول مختار شيخ شهيد در كتاب بيان « 2 » و دروس « 3 » و ذكرى « 4 » ، و محقق ثانى و شهيد ثانى است در جامع المقاصد و روض الجنان و صاحب مدارك است در مدارك . و اين مختار است لكن به اين نحو كه مخير است ما بين جر جبهه تا رساند به ما يصح السجود عليه ، يا رسانيدن ما يصح السجود عليه را به جبهه ، بلكه دور نيست كه رسانيدن ما يصح عليه السجود را به جبهه به بعضى جهات اعتباريه أولى و أبعد بوده باشد از بعضى مناقشات وارده . مخفى نماند آنچه مذكور شد در صورتى بود كه عالم شده بود به حقيقت حال

--> « 1 » نهاية الاحكام ج 1 / 489 . « 2 » بيان ص 88 - 89 . « 3 » دروس ص 39 . « 4 » ذكرى ص 201 .