سيد محمد باقر شفتي

24

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

چنانچه اجزاى واجبهء نماز به طريق اجمال ملحوظ هست مقدارى از اجزاى مستحبهء نماز كه مأتي به مركب از هر دو است ملحوظ باشد تا تعين منوى متحقق شود . ملخص به اين نحو حاصل شود ، كه مكلف بر خود قرار دهد مقدار معينى از آداب و اجزاى مستحبه را منضم نمايد به اجزاى واجبه ، مثل استعاذهء ما قبل از قرائت در ركعت اولى ، و تكبيرات ركوع و سجود و رفع يد در أحوال تكبيرات به أسرها ، و اتيان به دو ذكر در ركوع و سجود به علاوهء ذكر واجب ، و اتيان صلوات در هر يك از ركوع و سجود بعد از فراغ از ذكر ، و هكذا الى آخر الصلاة ، بنابر اين منوى در نظر اين شخص معين خواهد بود ، و ملحوظ است به جميع اجزائه مجملا ، و در حين نيت اشاره مىنمايد به چنين عمل كه اتيان به آن مىنمايم به جهت تحصيل عبادت و فرمانبردارى ، و چنين نيت محتاج به معهوديت عمل است ، و آن نحو مذكور متحقق است . بعد از آن كه نظم كلام به اين مقام رسيد تنبيه به دو مطلب مناسب است : اول : آن است بعد از آن كه معهوديت عمل به نحو مذكور متحقق شد و منوى مكلف در حين نيت چنين عمل معهود شد ، آيا بعد از شروع نمودن به چنين عمل منوى معين است به همهء آنچه به عنوان اجمال منوى شده اتمام نمايد يا نه ؟ مثل اين كه معهود در نظر مكلف اين بود كه در ركوع مثلا اتيان به سه ذكر و صلوات نمايد ، و در حين نيت منوى او چنين نمازى بود ، بعد از عزم به اتيان چنين عمل و تعلق نيت به آن شروع به نماز نمود مىتواند در زمان رسيدن به ركوع اقتصار به بعض از آنچه ملحوظ بود نمايد يا نه بعد از قطع بر اين كه اخلال به واجب جايز نيست و منافى با حصول امتثال است ، كلامى كه هست در اين است آيا در چنين صورت اقتصار به ذكر واجب و اخلال به ذكر مستحب جايز هست يا نه ؟