سيد محمد باقر شفتي
223
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
به وضع قدمين آن است كه به هر نحو صادق باشد كه قدمين را بر زمين گذارده كفايت نمايد ، اگر چه هيچ يك از ابهامين به زمين نرسيده باشد ، و مقتضاى اعتبار وضع أصابع رجلين آن است كه لازم بوده باشد وضع جميع أصابع ، پس هرگاه اخلال به بعض از آنها بشود ، بايد اكتفاء به آن نتوان نمود ، و مقتضاى اعتبار اطراف أصابع رجلين اين كه معتبر وضع أطراف أصابع است نه وضع أصابع به هر نحو كه بوده باشد . ظاهر اين است كه اين اختلاف مسامحهء در تعبير بوده باشد ، مراد از همه يك چيز بوده باشد ، على اى حال لازم وضع ابهامين است ، يعنى وضع دو انگشت بزرگ دو پا لازم و متعين است ، ظاهر اين است به گذاردن اين دو انگشت امتثال حاصل شود ، خواه سر اين دو انگشت بوده باشد يا ظهر آن يا بطن آن ، به هر يك از سه نحو كه بوده باشد اجتزاء مىتوان نمود ، مخالفى در اين مقام ظاهر نيست ، مگر صاحب موجز كه حكم فرموده است به تعين ظهر ابهامين و وضع رأس ابهامين و بطن آنها را تجويز نكرده است ، و اين ضعيف است ، بلكه مصرح در كلام شهيد ثانى حكم به أحوطيت وضع رأس ابهامين است . مخفى نماند از آنچه مذكور شد ظاهر شد اين كه استيعاب ابهامين در وضع لازم نبوده باشد ، بلكه استيعاب ممكن نيست ، مگر اين كه مراد استيعاب ظهر ابهامين يا بطن آن بوده باشد ، بلكه ظاهر اين است ه أفضليت استيعاب در وضع در اين مقام از غير استيعاب ثابت نيست ، بلكه ظاهر از صحيحهء حماد أفضليت غير استيعاب است ، نظر به اين كه مصرح به در آن اين است كه جناب حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام در مقام تعليم أنامل ابهامين را گذارده بودند بر زمين در حال سجود . أنامل جمع أنمله است ، أنمله سر انگشت است ، و كلام حماد در اتيان به صيغهء جمع مسامحه است . مجملا مصرح به در كلمات أصحاب كفايت