سيد محمد باقر شفتي
181
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
كبرى . و كلامى كه در اين مقام هست اين است آيا لفظ « و بحمده » جزء تسبيحهء كبرى هست يا نه ؟ اين مطلب محل خلاف ما بين فقهاء است ، مختار در نزد حقير جزئيت است ، پس مخير است ما بين اين كه سه مرتبه بگويد سبحان است يا يك مرتبه بگويد سبحان ربي العظيم و بحمده ، لكن أخير أفضل بلكه أحوط نيز هست . بدان كه مناسب در اين مقام اين است كه ختم مبحث شود به بيان معنى اين ذكر ، پس مىگوئيم : تفسير اين به هفت وجه شده است همهء اين وجوه را در مطالع الانوار بيان نمودهايم ، أحسن وجوه آن است كه بگوئيم واو و بحمده عاطفه است ، و مجرور متعلق است به فعل محذوف ، و مصدر در بحمده مضاف به فاعل است ، و مقصود جمع ميان تسبيح و تحميد است ، كما في قولك سبحان اللَّه و الحمد للَّه . حاصل معنى آن كه چون كه تسبيح و حمدى كه لايق به جلال أحديت هست تسبيح و حمد الهى است جل جلاله ، به خلاف تسبيح و حمد ديگرى ، پس معنى چنين خواهد بود كه من معتقد اين هستم كه خداوند عالم جل شأنه منزه است از جميع نقائص و قصور ، و مبرا است از جميع معائب و دثور ، و حمد او مىنمايم به معونت توسل به حمد بارى تعالى شأنه نفس خود را ، پس تقدير چنين خواهد بود : أسبح سبحان ربي العظيم و أحمد بحمده . چهارم : رفع رأس از ركوع است به نحوى كه راست بايستد ، لكن لازم است كه رفع رأس بعد از فراغ از ذكر واجب بوده باشد ، چنانچه لازم بود كه شروع به ذكر واجب بعد از بلوغ به حد ركوع و استقرار بوده باشد ، پس هرگاه شروع به ذكر نمود قبل از بلوغ به حد مذكور و استقرار ، يا شروع نمود به رفع