سيد محمد باقر شفتي
159
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
و تنوين نسبت به نون مثل * ( « عامِلَةٌ ناصِبَةٌ » ) * * ( « يَوْمَئِذٍ ناعِمَةٌ » ) * و نون ساكنه نسبت به آن مثل * ( « فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى » ) * و تنوين نسبت به ميم مثل * ( « فِيها سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ وَأَكْوابٌ مَوْضُوعَةٌ » ) * و نون ساكنه نسبت به آن مثل * ( « خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ » ) * و تنوين نسبت به واو مثل * ( « فَما لَه مِنْ قُوَّةٍ وَلا ناصِرٍ » ) * و نون ساكنه نسبت به آن مثل * ( « وَالله مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ » ) * و اين قسم را ادغام مع الغنه گويند ، غنه صوتى است كه از قبل دماغ خارج مىشود . و مقصود قراء از اين كه اين قسم را ادغام مع الغنه مىگويند آن است كه مىبايد حين قرائت حرف منون را با تنوين ظاهر نكرد ، بلكه مىبايد آن حرف را ادغام كرد در يكى از اين حروف أربعه ، حتى كأنه آن حرف مشدد بوده و تلفظ به نوعى كرد كه صوت ميل به دماغ كند ، و اين در مثل حرف منون يا نون ساكنه با ميم اگر چه ظاهر است مثل * ( « خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ » ) * و * ( « مِنْ ماءٍ » ) * و همچنين با نون لكن با واو و ياء غير ظاهر است . مجملا اين مطلب كه عبارت از ادغام حرف منون يا حرفى كه مقدم بر نون ساكنه بوده باشد به يكى از چهار حرف مذكوره اگر چه بالاضافهء به ميم و نون ظاهر و بىعيب و مسلم است ، لكن بالاضافهء به واو و ياء ظاهر مسلم نيست خصوصا بالاضافهء به ياء ، بنابر اين هر گاه در مثل * ( « مِنْ قُوَّةٍ وَلا ناصِرٍ » ) * تنوين تا را هيچ ظاهر نكند بلكه تا را ادغام در واو نمايد به نحوى كه واو مشدد اداء شود ، حكم به جواز آن مشكل است ، و هكذا در مثل اللهم صل على محمد و آل محمد در تشهد و نحو اينها . و همچنين است حال در نون ساكنه بالاضافهء به واو مثل * ( « مِنْ وَرائِهِمْ » ) * و همچنين است حال در مثل * ( « وُجُوه يَوْمَئِذٍ ناعِمَةٌ » ) * و * ( « لِمَنْ يَخْشى » ) * كه به اين نحو قرائت نمايد ميخشى ، و همچنين * ( « عَنْ يَدٍ » ) * را عيد قرائت نمايد ، و همچنين * ( « أَنْ ) *