سيد محمد باقر شفتي

135

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

فرض اين است عدول از آن نيت ننموده بوده است ، پس فى الحقيقه بسمله كه گفته است به قصد همان سوره بوده باشد و غفلتا بعد از بسمله سورهء ديگر را قرائت نموده است ، پس داعى بر بسمله گفتن در آن وقت همان نيت سابق او بوده ، پس اعادهء بسمله به قصد جزئيت موجب زيادتى در اجزاى قرائت خواهد بود و اين جائز نيست ، بلكه موجب بطلان نماز مىشود . و اما هرگاه سوره از سور طويله بوده باشد ، در اين صورت اگر چه امر در بسمله باز به همان نحو است كه مذكور شد ، لكن نظر به لزوم رعايت موالات ما بين آيات سوره ، و تخلل چنين سوره موجب اخلال به آن است ، پس لا محاله اعادهء بسم اللَّه لازم خواهد بود . و اما هرگاه سورهء مقروه به نحوى بوده باشد كه تخلل آن موجب شك به اختلال موالات بوده باشد ، دور نيست حكم در اين صورت حكم عدم اختلال به موالات بوده باشد ، پس اعادهء بسمله لازم نخواهد بود . مجملا با تخلل سورهء مقوره يا مشخص است اختلال به موالات ، يا مشخص است عدم آن ، يا مشتبه الحال است ، در صورت اول اعادهء بسمله لازم است و در دو صورت آخر لازم نيست . و اما هرگاه سورهء معينه منوى مكلف نبود ، در اين صورت يا در حين شروع در نماز سورهء مطلقه منظور نظر او بود يا نه ، قسم ثانى بسيار مستبعد بلكه ممكن نيست ، نظر به اين كه هرگاه كسى عالم بوده باشد به وجوب سوره در نماز مقصود او اتيان نماز بوده باشد ، نيت نماز در اين صورت منفك نمىشود از قصد سوره هرگاه معين بوده باشد آن سوره به وصف تعيين ، و هرگاه مطلق بوده باشد به عنوان اطلاق ، مثل فاتحة الكتاب نظر به اين كه به خصوصها واجب در نماز است ، نيت نماز در حق عالم به حقيقت حال ممكن الانفكاك از نيت فاتحة الكتاب