سيد محمد باقر شفتي
114
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
اجتزاء در اين قسم است به طريق أولى ، پس لازم است عدول از اين سوره نموده قرائت سورهء ديگر نموده نماز را تمام نمايد . كلامى كه در اين مقام هست حكم سجده است در اين أقسام ثلاثة مذكوره ، پس مىگوئيم : ناسى در اين مقام يا ناسى حكم است ، يعنى مىدانست كه اين چهار سوره مشتمل بر آيه ايست كه قرائت آن موجب سجده است لكن فراموش نمود ، و فرض مىكنيم نسيان مستند به تقصير او نبوده باشد ، نظر به اين كه ناسى مقصر حكم عامد است و نماز او باطل خواهد بود ، يا آن كه مراد از ناسى آن است كه غفلتا و ذهولا شروع نمود به قرائت اين سور ، خواه ناسى حكم به معنى كه مذكور شد بوده باشد يا نه ، ظاهر اين است كه در هر يك از أقسام ثلاثه كه بوده باشد سجده بر او واجب بوده باشد لكن بعد از فراغ از نماز . و اما هر گاه ناسى به حكم به اين معنى بوده باشد ، يعنى مىدانست كه قرائت سوره عزائم در نماز جايز نيست و اين معنى را فراموش نمود و قرائت نمود بعد از فراغ از آيه سجده سجده را به عمل آورد ، بعد از آن متذكر شد خواه بعد از دخول در ركوع بوده باشد يا قبل از دخول در ركوع ، ظاهر اين است كه نماز او باطل باشد ، استيناف نماز لازم بوده باشد اگر چه اثم در حق او نمىباشد . و اما هرگاه قبل از اتيان به سجود متذكر شد ، ظاهر اين است كه نماز او صحيح بوده باشد ، لكن اتيان به سجده بعد از فراغ از نمايد ، و لازم است عدول از آن سوره به سورهء غير عزيمه نموده نماز را تمام نمايد ، و در جميع اين صور احتياط اعادهء نماز است بعد از اتمام . چهارم : آن است كه متذكر شد به حقيقت حال در اثناى قرائت سوره ، لكن قبل از بلوغ به نصف سوره بلكه قبل از تجاوز نصف ، در اين صورت بىاشكال عدول از آن به سورهء ديگر لازم است ، و تشكيكى در صحت نماز نيست .