سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

409

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

شد آن را مكروه بلكه حرام محض وگناه كبيره دانسته كه آن لعنِ صحابي است ; وحال آنكه اين عمران ملعون به اعتراف أهل سنت خارجي پليد است بلكه نطفه شيطان وأخبث از ابن ملجم قاتل آن جناب است كه ابن ملجم به قتل خود جناب أمير ( عليه السلام ) را ، مدح خود به اين طلاقت وبشاشت نكرده باشد ، به خلاف اين ملحد شيطان كه بر قتل نفس رسول كمال مدح مىكند ، وآن را از عبادات مقرّبه مىشمارد ، پس بي حيايى أهل سنت را بايد ديد كه چنين شيطان ملحد خبيث را غير جايز اللعن گويند ، وكسى كه مجيب اشعار خبيثه أو شود أو را خاطى نامند ! چرا صاف صاف مذهب خوارج را اختيار نمىكنند ؟ ! ودر پرده اسلام بر هم زدن شريعت منظور دارند ، كساني كه چنين ملاعنه را از صحابه - كه ايشان را مقتدايان خود مىدانند - گيرند ، ومصاديق مدح وثناى آيات قرآني دانند با چنين بي عقلان وبىحيايان چه سر گفتگو است ؟ ! واز سكوت تاج الدين سبكى از تشنيع بر قاضى القضات وفقط تعجب از اعتقاد صحابيّت عمران ، وعدم تعجبش از تخطئه لعن چنين خارجي نيز ظاهر مىشود كه نزد أو هم اگر عمران صحابي مىبود لعنش جايز نمىشد ، وچگونه لعنت أو مىكردند حال آنكه معاوية وعمروعاص وديگر أوليا ( 1 ) واتباع ايشان على الاعلان به سبّ وشتم جناب أمير ( عليه السلام ) واتباع آن جناب - به

--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( اولياى ) آمده است .