سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

391

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

واين روايت صريح است در آنكه از أصحاب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) جماعتى هستند كه بعد مفارقت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) به رؤيت آن جناب مشرّف نخواهند شد ، وظاهر است كه موجب اين معنا صدور افعال شنيعه است لا غير ( 1 ) .

--> 1 . اميرمؤمنان ( عليه السلام ) مىفرمايد : « . . حَتَّى إِذا قَبَضَ اللهُ رَسُولَهُ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الاَْعْقابِ ، وَغالَتْهُمُ السُّبُلُ ، وَاتَّكَلُوا عَلَى الَْولائِجِ ، وَوَصَلُوا غَيْرَ الرَّحِمِ ، وَهَجَرُوا السَّبَبَ الَّذي أُمِروُا بِمَوَدَّتِهِ ، وَنَقَلُوا الْبَناءَ عَنْ رَصِّ أَساسِهِ ، فَبَنَوْهُ في غَيْرِ مَوْضِعِهِ . . » . ( نهج البلاغة : 65 خطبه 150 ، بحار 29 / 616 ) . يعنى : آن هنگام كه خداوند پيامبر خود را قبض روح نمود ، گروهى به پيشينه خود باز گشتند وراه‌هاى انحراف پى گرفتند وبه پناهگاه‌هاى نامطمئن پناه آوردند ( وأمور را به كساني واگذار كردند كه از جانب خدا معين نشده بودند ) وبا غير رحم پيوند كردند وآن سبب ( بين خدا وخلق ) - كه خداوند فرمان به دوستى با آنان داده بود - ( يعنى خاندان پيامبر ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ) را رها كردند وبناى ( خلافت ) را از ريشه كندند ودر محل نامناسب بنا نمودند . وحذيفة به صراحت درباره آنها گفته : منافقان امروز از زمان پيامبر ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بدترند ; زيرا در آن هنگام كارهاى خود را پنهانى انجام مىدادند واينك نفاق خود را آشكار كرده‌اند . ( صحيح بخارى 8 / 100 ، كنز العمال 1 / 367 ) .