سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
285
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
پس بدان كه : هرگاه كه شيعيان مىگويند كه : أبو بكر وعمر بر حضرت أمير المؤمنين ( عليه السلام ) جبر مىنمودند ، اين نواصب انكار مىكنند ومىگويند كه : آن حضرت غالب كل غالب بود كدام كس بر آن حضرت جبر مىتوانست كرد ؟ ! وهرگاه كه در أمثال اين مقام مىرسند قائل به مجبوريت آن حضرت مىشوند ! اما آنچه گفته : حضرت أمير ( عليه السلام ) را قاتلان عثمان كه در جميع أمور خلافت دائر وسائر شده كه اين قصه را به نوع ديگر رسانيدند . پس بدان كه : حضرت أمير المؤمنين ( عليه السلام ) ، عثمان را اگر لايق قتل نمىدانست وقاتلان أو را [ از ] ياغيان مىشناخت البتة به موجب حكم أو تعالى : ( إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإ فَتَبَيَّنُوا ) ( 1 ) گفته ايشان را باور نمىفرمود وتحقيق وتبيين مىنمود ، وچون آن حضرت بر قول ايشان اعتماد نمود واضح شد كه آن حضرت عثمان را قابل قتل مىدانست يا نسبت قتل أو [ را ] به آنها دروغ مىپنداشت . اما آنچه گفته : حضرت امام حسن وامام حسين [ ( عليهما السلام ) ] وعبد الله بن عباس هر چند از اين حركت مانع آمدند . پس كذب محض وبهتان صرف است وخلاف آن يعنى - وقوع معاونت و
--> 1 . الحجرات ( 49 ) : 6 .