سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

245

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

ودانستى كه از جمله ايشان جناب أمير ( عليه السلام ) هم بود ، پس أهل سنت از اين أمور فظيعه شنيعه - اعني ايذاى أهل بيت ، وتغليظ ودرشتى با ايشان ، وايعاد به سوختن خانه حضرت فاطمه ( عليها السلام ) ، وكشف خانه آن حضرت ، وايعاد به قتل وتحريق جناب أمير [ ( عليه السلام ) ] را ، واكراه آن جناب بر بيعت أبى بكر - كه از شيخين صادر گشته وصحابه بر آن سكوت كرده ، خذلان أهل بيت نمودند ، وجمعى از ايشان در اين أمور شريك هم شدند - كِى اجوبه شافيه كافيه داده ، صحابه را از طعن برى ساخته خلاص شده‌اند ; ويا ( 1 ) راه انصاف پيموده ، باطل را ترك داده ، طعن ولعن بر أصحاب نمودند ; يا ( 2 ) طالب اثبات ديگر أمور شنيعه مثل وقوع احراق وخلانيدن شمشير به پهلوى مبارك حضرت فاطمه ( عليها السلام ) مىشوند وتكثير سواد مطاعن ومثالب پيشوايان خود مىخواهند . ومع هذا از أقوال مخاطب - كه در جواب طعن دوم از مطاعن عمر گفته - ظاهر مىشود كه احراق خانه حضرت فاطمه به جهت اجتماع متخلّفين از بيعت أبى بكر در آن مشورت وكنكاششان در برهمى خلافتش جايز بود ، واين تجويز مستنبط است از كلام رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) ( 3 ) ، پس در اينجا چرا از احراق خانه آن حضرت - كه امر جائز وموافق قول رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بود - مو بر تن وبدن أو مىخيزد ؟ !

--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( با ) آمده است . 2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( با ) آمده است . 3 . تحفه اثناعشريه : 292 .