سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
228
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
واستبشر ، وأشرف القوم على الصلح ، ولبثوا ثلاثة أيّام لا يشكّون في الصلح . چون شام روز سوم شد رسل ووسايط في ما بين قرار دادند كه صبح هنگام ملاقاة أمير [ ( عليه السلام ) ] با طلحه وزبير واقع شود وقاتلان عثمان در آن صحبت حاضر نباشند ، خيلى اين وضع صلح بر آن اشقيا گران آمد به شنيدن اين خبر دست پاچه شده حيران وسراسيمه نزد عبد الله بن سبا - كه مغوى آنها بود - دويدند وچاره كار از أو پرسيدند ، أو گفت : چاره كار جز اين نيست كه از شب شروع قتال نماييد ، ونزد أمير [ ( عليه السلام ) ] اظهار كنيد كه از آن طرف غدر واقع شد ، از آخر شب سوار شده كرده پيش لشكر امّ المؤمنين تاختند ; در آن لشكر نيز آوازه غدر حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] بلند شد واز اين طرف نيز شور برخاست كه طلحه وزبير غدر كردند ، حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] تعجب كنان سوار شده ، ديد كه آتش قتال در اشتعال است وسر ودست بريده مىشود ناچار تن به جنگ در داد وواقع شد آنچه واقع شد . قرطبى وجماهير مورخين أهل سنت اين واقعه را همين قسم روايت كردهاند وبه طرق متعددة از حضرت امام حسن [ ( عليه السلام ) ] وعبد الله بن جعفر وعبد الله بن عباس همين أسلوب را نقل نموده ، اگر قاتلان ‹ 340 › عثمان كه اسلاف شيعه ومتبوعان ايشان اند به رنگ ديگر نقل كنند نزد أهل سنت حكم ضرطات البعير دارد ! ومعاوية وأهل شام را نيز در ابتدأ همين دعوى بود كه قاتلان عثمان را